فیلوجامعه‌شناسی


• بیانیه فیلوجامعه‌شناسی: در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

• مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

ادامه مطلب...

تخته سیاه شماره ۵ متفكران اجتماعی مسلمان: مدرنيت يك اشتباه بود!

فرستادن به ایمیل چاپ

اقبال: افسون‌زدایی از مدرنیت
← اقبال عناصر نامطلوب غرب را بیشتر از امتیازات آن می‌داند؛
← اقبال مادی‌گری را علت اصلی فروپاشی تمدن غرب معرفی می‌کند؛
← تمدن غرب مدیون دوران طلایی تمدن اسلامی (7قرن ابتدایی؛ سده 7 تا 14 میلادی) است؛
← ضمن آشنا ساختن مسلمانان با علوم مدرن، اصرار دارد آن را با انگیزه‌های انسانی در‌آمیخته و مادیت را از آن بزدایند؛
← غرب ستیزی اقبال در تمام اشعار وی بخصوص مثنوی «پس چه باید کرد ای اقوام شرق» آشکار است.
علم مدرن
← حساب علم را از حساب تمدن جدید غربی جدا نمی‌سازد؛
← تکنولوژی و پیشرفت غرب را مورد نکوهش قرار می‌دهد؛
← نتیجتاً تقلید از غرب آشكارا خطاست؛
← حتی اقتباس فرهیخته از غرب نیز گر چه لازم است، ولی باید بدقت صورت گیرد.
فلسفه‌ی یونانی
← فلسفه فقط در حقیقت اشیا می‌اندیشد ولی دین در صدد رسیدن به حقیقت است؛
← تعالیم فلاسفه را با اسلام و معارف توحیدی قرآن ناسازگار دانسته و آن را انحراف از مسیر معرفت بشری معرفی می‌کند؛
← دین است که نظام زندگی را بر عهده دارد.

احیای فكر دینی
← انواع سه‌گانه معرفت بشری:
     ← معرفت به عالم طبیعت؛
     ← معرفت به تاریخ؛
     ← تجربه درونی.
← مفاهیم سرنوشت‌ساز زمان و فضا؛
← مفهوم سرنوشت‌ساز تكامل.

اهمیت تجربه دینی در مقابل تجربه علمی
← تجربه دینی، كوشش آگاهانه برای دریافت مبدأ و اصل نهایی، و غایت مطلق، از طریق تكمیل شخصیت انسان است؛
← اوج تجربه دینی، اكتشاف «من» به صورتی عمیق‌تر از خود عادی، از طریق  ایجاد تماس میان «من» با یك فرایند حیاتی «ابدی» است: «ماهیت غايي حقیقت»؛
← رمانتیسیسم: تلاش برای دستیابی به چشم‌اندازی ورای جهان مادی و فیزیكی از هر سنخی می‌تواند ارجمند باشد؛
← تمجید از تلاش نیچه برای تدارك انرژی جدید برای زندگی و آسیب‌شناسی او در فقدان تجربه دینی؛
← عبور از رمانتیسیسم.
← فقدان تجربه‌ای از سنخ تجربه دینی، ریشه عمیق‌ترین مسائل اخلاقی دنیای مدرن است:
← مبارزه آشكار با زندگی پربار شخصی در سطح فردی؛
← مبارزه آشكار با دیگران در حیات اقتصادی و سیاسی.
← همچون تجربه علمی، به یك روش تحقیق جدید برای تصفیه تجربه نیازمندیم؛
← خالی بودن از تناقض؛
← بهره‌گیری از كتاب مقدس؛ اقبال در جریان استدلالات خود، مدام از كتاب مقدس برای حل دشوارترین مسائل خود بهره می‌برد
← «هدف نهایی، آن نیست كه چیزی را ببینیم؛ بلكه آن است كه چیزی باشیم»(اهتمام به الگو)؛
← “شخصیت من یك «شیء» نیست، بلكه یك «فعل» است”؛
← “من یك «چیزم» نه یك «انسان»”؛
← شناخت مستلزم عشق است؛
← شناخت، «ناتمام»، اما رو به «تكامل» است؛
← وحدت اصل و نوع بشر؛
← اصرار وسواس‌آمیز  به تصور زندگی همچون حركت پیوسته‌ای در زمان=ابرام بر خلاقیت و اراده.

منابعی برای مطالعه افزون
← محمد اقبال لاهوري (بی‌تا.)، احياي فكر ديني در اسلام، ترجمه احمد آرام، تهران، كانون نشر و پژوهش‌هاي اسلامي.
→ Bashir Ahmad Dar (1972), “Muhammad Iqbal”, in Paul Edwards (ed.), Encyclopedy of Philosophy, NewYork, Macmillan & Free Press, London, Collier Macmillan.
→ Riffat Hassan (1998), “Muhammad Iqbal”, in Edward Craig (ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy, London: Routledge.
← نذیر قیصر (1383)، اقبال و شش فیلسوف غربی؛ فیخته، شوپنهاور، نیچه، برگسون و مك‌تاگارت، ترجمه محمد بقایی، تهران، یادآوران.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.