فیلوجامعه‌شناسی


• بیانیه فیلوجامعه‌شناسی: در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

• مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

ادامه مطلب...

«مساهمت سیاسی» یا «مشارکت انتخاباتی»

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ادامه مطلب... فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    نکته اول. این که فی‌الواقع، دولت دوازدهم، تا چه اندازه می‌تواند به انگیزه‌های «مساهمت سیاسی» رأی دهندگان خود در پیش‌برد سیاست‌هایش اتکاء بورزد، چهار سال قبل و در رفراندوم انصراف از یارانه‌ها معلوم بود، معلوم‌تر هم شد. «مشارکت انتخاباتی» یک مسأله است، و «مساهمت سیاسی» کامل عیار که این روزها در قرن بیست و یکم، تنها از انگیزه‌های معنوی بر می‌خیزد، یک مسأله دیگر است.

▬    نکته دوم. راستش را بخواهید، آن‌ها از طرح موضوع رأی حلال و حرام که ابتدا خود مطرح کرده بودند (آقای حسن روحانی در ۲۶ اردیبهشت)، خوششان نیامد، اصلاً خوششان نیامد؛ ولی، واقع آن است که با این کیفیت ناجور برگزاری انتخابات که پس از انتخابات مجلس سوم و مجلس ششم، چشم روشنی دیگری از جانب این جماعت پیشکش ملت بود، عاقبت، قوه قضائیه باید بگوید حلال بود یا حرام.

▬    نکته سوم. بله؛ آن‌ها از ماجرای رأی حلال و حرام که خودشان باب کردند خوششان نیامد، و شاید برداشت سکولار از دموکراسی را دوست‌تر داشتند، ولی به هر حال از طرح این مطلب نباید پرهیز داشته باشند که آن‌ها مبارزات انتخاباتی تمیزی را پشت سر نگذاشتند، این را قطعاً یکایک آن‌ها قبول دارند، هر چند که ممکن است از سر پرخاش بگویند: «شما هم تمیز تبلیغ نکردید!». باشد؛ این را بگویند؛ تاریخ قضاوت خواهد کرد؛ ولی نمی‌شود انکار کنند که مبارزات انتخاباتی تمیزی را پشت سر نگذاشتند: به قول شورای نگهبان، تطمیع، تهدید، خرید و فروش آراء؛ مخدوش بودن تعرفه‌ها در برخی صندوق‌ها (بدون مهر بودن تعرفه‌ها، عدم درج مشخصات رأی‌دهنده یا فقدان اثر انگشت «و سه نقطه»)؛ ممانعت از حضور نماینده نامزدها در شعب «و سه نقطه»؛ کمبود تعرفه؛ جانب‌داری و دخالت برخی مقامات در امر انتخابات؛ استفاده از امکانات دولتی؛ تأخیر در شروع رأی‌گیری؛ اخلال در روند رأی‌گیری به دلیل توقف یا کندی دستگاه احراز هویت؛ عدم صدور کارت نماینده نامزدها؛ عدم رعایت بی‌طرفی در آگهی نمودن اسامی نامزدها (همان مشکل مشهور نون با کلاه)؛ تعطیلی زود هنگام شعب؛ به نفع نامزدها؛ و دست آخر هم «سه نقطه»، و این «سه نقطه» آخر یعنی خیلی. پس از یک فهرست بلندبالا از تخلفات انتخاباتی، آخرش هم «سه نقطه».
▬    نکته چهارم. دولت یازدهم، با این وضع، انتخابات را «به هر وضعی که بود» به سرانجام رساند، به وضعی که اقبال اقشار باکیفیت انقلابی و همچنین اقشار زحمتکش را که بار اصلی جامعه را به دوش می‌کشند، نیفزود، بلکه بر اشمئزاز و نفرت و نقار و عناد آنان اضافه کرد. به قول تورشتاین وبلن، آنان بر آراء طبقه عمدتاً «تن‌آسان/Lisure Class» اتکاء کردند. ملهم از تورشتاین وبلن، اقتصاددان و جامعه‌شناس بزرگ نروژی-امریکایی، واقع آن است که در یک رده‌بندی قطاعی از جامعه به استناد نتایج انتخابات اخیر، می‌توانیم بگوییم که این جمعیت رأی دهنده به سه قطاع ۴۰ درصدی جمنائی، ۲۵ درصدی اصلاح‌طلب، و ۳۵ درصدی خاکستری مرکب از اقشار متوسط شهری منقسم می‌گردد که آقای حسن روحانی ۲۵ به علاوه ۲۸ درصد را از آن خود کرده است (البته ۵ درصد از آراء خاکستری هم به اردوگاه جمنائیان رسید؛ این درصدها در کنار  ۲ درصد رأی باطله، پس از یک برآورد تصحیح نتایج انتخابات با توجه به فهرست تخلفات انتخاباتی به دست می‌آید). دو سکتور اصلاح‌طلب و خاکستری عمدتاً رأی دهندگانی بودند که ناگهان آمدند و به آقای روحانی رأی دادند و به سرعت هم رفتند؛ آن‌ها «مشارکت‌جویان سیاسی انتخاباتی» هستند و در طول عمر دولت‌ها، هیچ گاه «مساهمت» چندانی در اجرای سیاست‌ها نورزیده‌اند، چنان که مورد انصراف از هدفمندی یارانه‌ها، به خوبی این وضع را نشان داد.
▬    نکته پنجم. صورت مسأله امروز دولت دوازدهم این است؛ این که آن سکتور فعال و باکیفیت و انقلابی که جمیع اقدامات تاریخی این کشور طی چهل سال گذشته به همت و بر دوش او انجام شده است، نه تنها انگیزه‌ای برای «مساهمت» در دولت آقای روحانی ندارند، بلکه دافعه انگیزشی عمیقی با این دولت احساس می‌کند، به حدی که با نظر به مفاسد و محرمانه‌های ناجور این دولت، از کنارشان که می‌گذری زیر لب واژه «طاغوت» را از دهانشان می‌شنوی و حول می‌کنی که در ذهن این جماعت جوان پر از انگیزه سرکوفته چه می‌گذرد. این خطری است که نه فقط این دولت را، بلکه کشور را تهدید می‌کند. بالاخره قوه مجریه، به مدت چهار سال در دست این جماعت است که تقریباً هیچ نشانی از یک دولت انقلابی ندارد و حتی برخی وزرای شاخص آن مانند وزیر نفت روزگاری بر روی صفحه برنامه زنده تلویزیونی، از انقلابی بودن خود ابراز ندامت کرده‌اند. ما با چنین دولتی مواجهیم، که عاری از عرضه گاز رایگان به اجانب ندارد. ما دولتی نداریم که مردم بتوانند آن را دوست داشته باشند.
▬    نکته ششم: این که این انتخابات برای این دولت، انتخابات به مثابه نفس تازه کردن نبود، تنها دغدغه ما نیست. حتی دکتر علی ربیعی، وزیر کار همین دولت، دو روز مانده به انتخابات، در ساعت یازده و شش دقیقه روز ۲۷ اردیبهشت‌ماه، در یادداشتی که عنوان عجیب آن را این چنین در سه جمله انتخاب کرد: «کار انتخابات تمام است فکر فردای انتخابات باشیم. من از جامعه مأیوس می‌ترسم»، از یأس، آن هم در روز پس از انتخابات خبر داد. علی الاصول، یک جامعه، هر وقت هم مأیوس باشد، یک روز پس از انتخاباتی که در آن رئیس جمهوری با رأی قاطع ۵۷ درصدی انتخاب شده باشد، نباید مأیوس باشد، مگر آن که این ۵۷ درصد، گیر و گوری داشته باشد، که به نظر می‌رسد که نه فقط از دیدگاه ما که از دیدگاه دکتر علی ربیعی هم داشت؛ اگر، این رأی از سویدای ضمیر یک جامعه فعال و با انگیزه بر نیامده باشد و چیزی بیش از یک برساخت امنیتی نباشد. نباید از کنار این اظهار نظرها به سادگی گذشت. این‌ها، اظهارات عالی‌رتبه‌ترین مقام امنیتی تاریخ ایران است، و حتماً قابل اعتناست (گو این که آقای حسن روحانی در ضیافت افطار شنبه شب مدعی شد که «مردم فضای امنیتی نمی‌خواهند»، ولی واقع آن است که دولت او امنیتی‌ترین کابینه تاریخ جهان و وزیر کار او امنیتی‌ترین چهره امنیتی تاریخ ایران است؛ نمی‌دانم این جمله آقای روحانی را چگونه باید تفسیر کنیم).
▬    نکته آخر: به میان مردم که می‌روی، همه می‌نالند، و بعد با تعجب، همه از خود می‌پرسند: پس چه کسی بود که همین دیروز به آقای حسن روحانی رأی داد؟ دکتر علی ربیعی، به درستی درباره «فقر امید» و «یأس»، آن هم دقیقاً در روز پس از انتخابات هشدار می‌دهد: «باور من این است که به ملاحظاتی بزرگ در خصوص منافع و مصالح ملی نیاز داریم. ایران باید با قدرت و با انسجام صد در صدی نمایان شود. این همان نکته‌ای است که مقام معظم رهبری نیز نسبت به آن تصریح کرده‌اند. انتخابات هر قدر باشکوه‌تر برگزار شود، بیشتر به امنیت، انسجام، آرامش و پیشرفت کشور کمک خواهد کرد. امروز بیش از هر زمان دیگر به آرامش نیاز داریم. آرامش و پرهیز از تند کردن و نا آرام کردن فضای عمومی کشور نیاز بی‌بدیل ما برای فردای بعد از انتخابات است. انتخابات یک ماه طول می‌کشد، اما کشور را باید چهار سال اداره کرد و همه این چهار سال متأثر از فضای این یک ماه است. این یک ماه باید زمینه‌ساز آرامش و اجماع باشد، نه راهی به سوی تنش، توقعات فزاینده و بدون قابلیت محقق شدن». و وقتی عنوان یادداشت او این است که «فکر فردای انتخابات باشیم. من از جامعه مأیوس می‌ترسم»، باید بپذیریم که ملاحظات فوق‌الذکر تحقق نیافته است. در واقع، هر چند اتحاد امنیتی-انتخاباتی عدد ۵۷ درصد را برساخته است، ولی واقع آن است که جامعه، خود نیز مبهوت این نتیجه است و رأی شورای نگهبان قانون اساسی، تا حدی این موضوع را روشن کرده است، و در آینده، آراء قوه قضائیه ابعاد این وضع دشوار ملی را روشن‌تر خواهد نمود. البته به گمانم، تاریخ‌شناسان، در آینده جنبه‌های این انتخابات را معلوم خواهند کرد؛ خیلی چیزها باید روشن شود؛ چیزهایی از جنس «سه نقطه» که در بیانیه شورای نگهبان آمده است. «سه نقطه» ... «سه نقطه» ... «سه نقطه» ... .
مأخذ:صبح‌نو
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 23:00

”ملال“

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▀█▄ قضیه:

▬    مقاله مهم دکتر علی ربیعی («عباد») در تحلیل انتخابات ۱۳۹۶، هنوز هم ذهن مرا به خود مشغول داشته است، و گمان دارم که این یادداشت کوتاه، باید تا مدت‌ها، موضوع تأمل تحلیل‌گران اجتماعی ایران قرار گیرد.

▬    مقاله، دو روز مانده به انتخابات ۱۳۹۶، در ساعت یازده و شش دقیقه روز ۲۷ اردیبهشت‌ماه منتشر گردیده است. عنوان مقاله عجیب انتخاب شده است؛ سه جمله، تیتر یادداشت را تشکیل داده‌اند: «کار انتخابات تمام است. فکر فردای انتخابات باشیم. من از جامعه مأیوس می‌ترسم». این سه جمله، بخشی از مقاله، یا آغاز مقاله نیستند. بلکه تیتر و عنوان مقاله است. در این تیتر عجیب، دکتر علی ربیعی، از یأس، آن هم در روز پس از انتخابات خبر داده است. علی الاصول، یک جامعه، هر وقت هم مأیوس باشد، یک روز پس از انتخاباتی که در آن رئیس جمهوری با رأی قاطع ۵۷ درصدی انتخاب شده باشد، نباید مأیوس باشد، مگر آن که این عدد ۵۷ درصد، گیر و گوری داشته باشد، که گویا از دیدگاه دکتر علی ربیعی دارد. او پیش از این و در سال ۱۳۹۲، در دورهمی که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برای تحلیل انتخابات ۹۲ برگزار شد، مشابه همین اظهارات را در مورد انتخابات ۱۳۹۲ به زبان آورد.
▬    محتوای جمله «من از جامعه مأیوس می‌ترسم» در روز پس از انتخابات می‌تواند اشاره به این مطلب داشته باشد که امروز، رئیس جمهور روحانی، بر آرائی تکیه دارد که اتکاء به آن قدری دشوار است. آن‌ها دم انتخابات سر می‌رسند و رأیی می‌دهند و می‌روند و حتی برای انصراف از یارانه‌ها نیز باز نمی‌گردند، انگار نه انگار که رئیس جمهوری که تنها شش ماه پیش با رأی آن‌ها به اریکه تکیه زده است، از ایشان خواهش می‌کند تا از یارانه‌ها انصراف دهند؛ حتی همسایگان دکتر علی ربیعی در منطقه مرفه سعادت‌آباد هم حاضر به انصراف از دریافت یارانه‌های خود نیستند. این است اصلی‌ترین مسأله‌ای که دولت دوازدهم با آن مواجه است، آن هم درست در روز پس از انتخابات. این که این اقشار متوسط شهری، با منتخب خود هم بسیار سرد برخورد می‌کنند. چرا؟ چه حشوی در زیست اقشار متوسط شهری وجود دارد که موجب این میزان از سردی و بی‌اعتنایی می‌شود. برداشت من این است که پاسخ به این سؤال، کمک مهمی به دولت برای فهم صحنه اداره کشور در چهار سال آینده است. این است، آن موضوعی که حتی دکتر علی ربیعی را از فردای روز انتخابات می‌ترساند.

▀█▄ تأملات:
▬    موضوع زندگی ملالت‌بار در شهر، موضوع تازه‌ای نیست، ولی با ظهور وسایل ارتباطی نوین و در رأس آن، تلفن همراه، موضوع «ملال» شکل تازه و خفه کننده‌ای به خود گرفته است. فوران «ایمیج»ها یا چیزهای «خوش گل»، در اطراف ما و پناه بردن ما به موبایل به عنوان بهترین منبع «ایمیج»، موجب می‌شود که مفصل‌بندی‌های مهم ما با دنیای اطراف‌مان دچار نقصان شود. این روزها در کوچه‌های شهر راه می‌روید و از کنار سطل‌های زباله که می‌گذرید، مشاهده می‌کنید که گلدان‌هایی که هنوز زیبا هستند، تابلوهایی که چندان کهنه به نظر نمی‌رسند، فرش‌ها یا موکت‌هایی که هنوز زیبایی خود را دارند، به عنوان اشیاء زائد به کنار سطل‌ها هدایت شده‌اند، و آن چه جای این چیزهای «خوش گل» را گرفته است، یک زندگی سرد و اتوکشیده با سرامیک‌های صاف و صوف، کاغذ دیواری‌های انتزاعی و نه چندان زیبا، آشپزخانه‌هایی تماماً استیل و سر و ساده، مبلمان مکعبی بی نقش و نگار، بدون گلدان و قاب‌ها و المان‌های رنگارنگ در طراحی منازل است. آن چه در این محیط سرد منازل، به زندگی شهرنشینان رونق و رنگ می‌بخشد، صفحات تخت تلویزیون، مانیتور رایانه، و در رأس آن، صفحه تلفن همراه است؛ صفحاتی که به مدد «آفتاب درونی» که به آن تجهیز شده‌اند، در هر ساعت از شبانه‌روز می‌توانند اشیاء «خوش گل»تر از زیبایی‌های قدیمی را برای صاحبان خود به نمایش بگذارند. خب؛ تا اینجا، به نظر اوضاع خیلی بد هم نیست؛ هر چند زیبایی و معنا از دست رفته است، لااقل کارآیی جای آن را گرفته است، که آن نیز به جای خود لذت بار است. ولی واقع آن که این صفحه‌های باریک، یک چیز را به طرز ناجوری به رخ شهرنشینان می‌کشند؛ این را که لذت‌های ناشی از کارآیی در دنیای امروز، به طرز مأیوس کننده‌ای بی‌عمق هستند، و نمی‌توان از آن‌ها انتظار شادی عمیقی داشت. باریک بودن این صفحات، هر چند که برای کمپانی‌های سازنده، نحوی افتخار و مایه مباهات محسوب می‌شود، ولی واقع آن است که برای مخاطبان، بیان رکیک کم عمق بودن لذت در دنیای امروز است. این است که این جماعت را عمیقاً می‌آزارد. وقتی بچه بودیم و به تلویزیون‌های لامپی نگاه می‌کردیم، دل‌خوش بودیم که پشت آن صفحه عمیق چیزی هست که عاقبت به آن راه خواهیم برد، ولی بچه‌های امروز، به نحو رکیک و بی‌پرده‌ای با این که همه این تصاویر زیبا، یک سطح بیش نیست، مواجه می‌شوند.
▬    نکته آخر این که وفور این ایماژها یا ایمیج‌های «خوش گل»، وجه دیگر آزار دهنده‌ای هم دارد؛ این را که «خوش گل»ترین چیزها، امروز در دست و بال همه به وفور یافت می‌شود و دیگر کسی را متعجب نمی‌کند. در واقع، زندگی اقشار متوسط شهری از نبود هر چیزی که آن‌ها را به وجد بیاورد رنج می‌برد. چیزهایی که دور آن‌ها را فرا گرفته، فقط یک مشت دستگاه، یک مشت صفحه، یک مشت رنگ، و یک مشت ... است، همین. تصویری که این جماعت شهرنشین از زندگی ادراک می‌کنند، تصویری است پر و بسط یافته، و تفصیل آن به انتها نمی‌رسد. درهایی که یکی بعد از دیگری باز و بسته می‎شوند، چراغ‎هایی که پشت سر هم روشن و خاموش می‎شوند، و هیچ وقت به جایی نمی‌رسند. این، یعنی «ملال»، که در آن اثری از «خرسندی به مقصد رسیدن» نیست. نحوی نهیلیسم. اوایل، سرخوشی به بار می‌آورد ولی وقتی ادامه می‌یابد، به اضطراب هیچ گاه نرسیدن منتهی می‌شود. افراد، گاهی به مشاهده مناظر «خوش گل» دعوت که چه عرض کنم، پرتاب شده، و به زودی بار دیگر به تاریکی باز خواهند گشت. کافی است فنّاوری، کلید خاموشی را بزند و در را ببندد. این است ریشه ملال، در این جماعت مأیوس. این، یک معضل فرهنگی است و باید برای آن دنبال کلیدهای فرهنگی گشت نه مدیریتی و سیاسی و دیپلماتیک. یک روحیه انقلابی و معنوی لازم است. عناصر مقوم وضعیت ملالت‌بار جماعت شهری که این روزها در آثار پر مخاطب موسیقی مستقر در هدفون‌های شهروندان تکرار می‌شود، علی الاصول برای تحلیل‌گران فرهنگی آشنا هستند: اتاق (شهر/ قفس/ زندان/ حلقه/ گور/ شب)، تنهایی (وحشت/ بلوغ/ اضطراب/ بیهود‎گی/ ساده‎لوحی/ زوال)، پرده (مانع دریچه/ تاریکی/ ماندن/ نشستن/ پنجره بسته/ آستانه)، و کنسرت (وهم/ انگیزه‌های بچگی/ تهور/ و نهایتاً خزیدن). این‌ها مؤلفه‌های یک نهیلیسم اندوه‌بار است، که بیشتر به دلیل نحوه نگرش انسان‌ها به جهان حادث شده است، تا محدودیت‌های واقعی محیطی برای داشتن یک زندگی پر امید. ما سابقه این وضعیت را در خاطره خود داریم و دکتر علی ربیعی باید ماجرا را از زاویه این تجربیات ما هم بنگرد. دولت امروز ما، قویاً از کمبود این دیدگاه فرهنگی و معنوی رنج می‌برد، و از این روست که گمان نمی‌رود که از پس گشودن گره معضلات این کشور برآید.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 22:58

آخرین تحلیل از منازعه مهم ”قطر“

فرستادن به ایمیل چاپ

برداشت از دکتر سعد الله زارعی؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    حمله شدید رژیم سعودی و بعضی دیگر از دولت‌های عربی به قطر پس از آن صورت گرفت که امیر قطر در یک اظهارنظر واقع‌بینانه که کمی پس از پایان اجلاس اول و دوم خردادماه جاری در ریاض صورت گرفت، گفت: «ایران قدرتی اسلامی و منطقه‌ای است که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت و عاقلانه نیست در برابر آن ایستاد. وی هم‌چنین، در این اظهارات برخلاف تلاش رژیم سعودی که تلاش دارد حزب‌الله را سازمانی تروریستی لقب دهد، این حزب را «یک جنبش مقاومت» و مشروع خواند. هم اینک و پس از غلیان خشم سعودی‌ها و هم‌پیمانان آن این سؤال وجود دارد که نتایج و چشم‌انداز این تنش چه می‌شود. در این خصوص گفتنی‌هایی وجود دارد:

▀█▄ ۱
▬    رژیم سعودی از ابتدا سیاست «یکپارچه‌سازی» شبه‌جزیره و سیطره مطلق بر آن را دنبال کرده است، اما، در عمل شبه جزیره به هفت کشور بزرگ و کوچک تبدیل شده است. رژیم سعودی در فاصله تشکیل در سال ۱۳۱۰ ش تاکنون، به طور مکرر درصدد برآمده تا کشورهای پیرامونی خود در شبه جزیره را به خود منضم کند، اما، هر بار این تلاش‌ها به دلیل وجود فاصله بسیار میان میل و توان به جایی نرسیده است. با پیروزی انقلاب اسلامی رژیم سعودی تلاش کرد تا انقلاب ایران را یک خطر بنیادین برای استقلال و تمامیت ارضی کشورهای عربی معرفی کرده و از این طریق لزوم حضور در مجموعه‌ای تحت سیطره سعودی را گوشزد کند. بر این اساس شورای همکاری خلیج فارس حدود سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران شکل گرفته است، اما، در عمل و در طول این دوران ریاض نتوانسته است به رغم تلاش زیاد سازوکاری را در چارچوب این شورا پدید آورد.
▬    با روی کار آمدن ملک سلمان بن‌عبدالعزیز و قدرت گرفتن فرزند او، رژیم سعودی اعلام کرد که دوران سیاست انفعالی عربی به پایان رسیده است. چیزی نگذشت که عربستان به یمن حمله کرد و درصدد برآمد مخالفان سیطره سعودی بر یمن را کنار بزند بر این اساس و به این بهانه و با تمسک جستن به موضوع حساس امنیت مکه و مدینه درصدد برآمد ائتلافی از کشورهای اسلامی و عربی پدید آورد و از آن برای مشروعیت‌بخشی به «سیاست سیطره ریاض بر منطقه» استفاده کند، اما، این موضوع هم در عمل به جایی نرسید نه خدشه جدی به موقعیت مخالفان سعودی در یمن وارد شد و نه آن ائتلاف شکل واقعی به خود گرفت. رژیم سعودی درعین‌حال یک گام به عقب برداشت و اعلام کرد برای حفاظت از کشورهای عربی، «سازمان مشترک رزم» شبیه ناتو که می‌تواند ناتوی عربی نامیده شود پدید می‌آورد. رژیم سعودی اعلام کرد که این سازمان ترکیبی از نیروهای نظامی کشورهای غربی و عربی خواهد بود و در گام اول حدود ۳۴ هزار نفر را دربر می‌گیرد.

▀█▄ ۲
▬    رژیم سعودی با روی کار آمدن دونالد ترامپ، احساس دوگانه‌ای پیدا کرد از یک سو خصلت تندروانه ترامپ را زمینه‌ساز دخالت بیشتر نظامی آن در منطقه می‌دانست و از آن استقبال کرد و از سوی دیگر، سیاست «بازگشت به خانه» که ترامپ در ضمن شعارهای انتخاباتی خود مطرح کرده بود را یک زنگ خطر مهم به حساب آورد. محمد بن سلمان با استفاده از ظرفیت کارشناسی رژیم صهیونیستی درصدد برآمد پلی میان خصلت تندروانه ترامپ و سیاست بازگشت به امریکای او پدید آورد بر این اساس محمد بن سلمان و عادل الجبیر وزرای دفاع و خارجه سعودی ترامپ را متقاعد کردند که اولین سفر خارجی خود را در ریاض تعیین کنند. سفر ترامپ به ریاض در روزهای اول و دوم خرداد ماه جاری برگزار شد و رژیم سعودی بیش از ۵۰ کشور اسلامی را به ریاض فرا خواند تا نمایشی از اقتدار و موقعیت خود در منطقه و میان کشورهای اسلامی را به ترامپ نشان دهد و او را به این نتیجه برساند که با کشوری مقتدر و بسیار پولدار مواجه است و می‌تواند روی موقعیت اجرای سیاست مشترک با این رژیم حساب باز کند. بر این اساس عربستان علاوه بر آن‌که قول کمک‌های بلاعوض به کشورهای اسلامی شرکت‌کننده در اجلاس ریاض داده بود، سفره‌ای از قراردادهای چرب و گرم روی رئیس‌جمهور جدید و بی‌تجربه امریکا گشود. قراردادهای نظامی و غیرنظامی که حجم آن را تا ۴۰۰ میلیارد دلار ذکر کرده‌اند.
▬    رژیم سعودی گمان می‌کرد با این شوی اقتداری که به راه انداخته است کار تمام است، ولی، هنوز دو روز از پایان اجلاس نگذشته بود که صداهایی از اطراف بلند شد. صدایی از قطر، صدایی از عمان، صدایی از کویت، صدایی از پاکستان، صدایی از ترکیه و... چنین صداهایی در واقع، پوچ بودن تصوراتی که محمد بن سلمان در مورد قدرت کشورش داشت را برملا نمود. عربستان در این اجلاس مدعی شده بود که شکل‌گیری هم‌پیمان عربی اسلامی حول محور ریاض می‌تواند ریشه‌های نفوذ دلهره‌آور ایران در منطقه را بسوزاند و برای همیشه به نفوذ ایران در منطقه خاتمه دهد، اما، هم اینک به ناچار با یک کشور کوچک عربی درگیر شده و صحنه منطقه عربی را به موافق و مخالف رژیم سعودی تبدیل کرده است.

▀█▄ ۳
▬    رفتار دو دولت عربی یعنی، اردن و کویت که در طول دوران استقلال، نزدیک‌ترین رابطه را با دولت عربستان داشته‌اند وضع سعودی را پیچیده‌تر کرده است.
▬    هم‌اینک عبدالله ثانی و صباح‌الاحمد مشغول رایزنی برای خواباندن دعوا بین سعودی و قطر هستند و حال این‌که این دو علی‌الاصول باید پای کار سعودی باشند نه این‌که در میانه دعوی میانجی‌گری را داشته باشند. رفتار دولت ترکیه هم در این موضوع برای ملک‌سلمان تلخ به حساب می‌آید؛ ترکیه در این منازعه رفتاری در حد فاصل میانجی‌گر و هم‌پیمان قطر به نمایش گذاشته است و حال آن‌که از نظر سعودی قراردادهای پرجاذبه پیشین باید ترکیه را کنار سعودی و در مقابل، قطر قرار می‌داد، اما، ترکیه که از نظر سیاست، قطر را مهم‌ترین هم‌پیمان سیاسی خود در منطقه جنوب خلیج فارس می‌داند این‌گونه فکر نمی‌کند. در واقع، برخلاف انتظار آل‌سعود، سرکه انگبین صفرا فزوده است!

▀█▄ ۴
▬    رژیم سعودی در روزهای اول ماجرا عزم خود را برای تغییر در دوحه جزم کرده بود. کودتا و اشغال نظامی دو گزینه پیش‌روی ریاض بود، اما، گویا اساساً در طیف سیاسی و نظامی قطر، جای پای دوستداران ریاض محکم نیست و از این رو، گزینه کودتا جایگاهی ندارد و اما، گزینه دوم هم نیازمند وجود همراهی عربی با رژیم سعودی است و از سوی دیگر، در شرایطی که عربستان به نام اسلام و امت عرب، درگیر جنگ علیه مظلومان یمن است نمی‌تواند به یک کشور عرب دیگر حمله کند. ریاض البته، در تبلیغات گسترده خود تلاش کرده است تا قطر را متهم به اقداماتی علیه عربستان کرده و نیز وجهه‌ای تروریستی را از آن به نمایش بگذارد، اما، اگر چه دامن قطر از آن‌چه به او نسبت داده می‌شود، پاک نیست، اما، در همه آن‌چه ریاض به دوحه نسبت می‌دهد دربار آل‌سعود دستی آلوده‌تر دارد و از این رو، کسی از ملک‌سلمان نمی‌پذیرد که برای دفع تروریزم با قطر گلاویز شده است؛ با این وصف سعودی در نهایت ناچار است به گفت‌وگوهای مبتنی بر کاهش تنش تن دهد و به اعمال محدودیت‌های اقتصادی قطر چشم بدوزد.

▀█▄ ۵
▬    در حین درگیری تبلیغاتی سعودی با قطر گاه و بیگاه نام ایران هم مطرح شده است مقامات و رسانه‌های سعودی دولت قطر را متهم می‌کنند که با یک مقام نظامی ایران در عراق برای بر هم زدن اوضاع امنیتی عربستان دیدار کرده و به توافقات محرمانه‌ای دست یافته است، اما، واقعیت این است که عربستان در حالی که نتوانسته است از قدرت انصارالله یمن بکاهد، بحران امنیتی سوریه با محوریت ایران در حال حل و فصل شدن است و همه خبرها از قطعی بودن موفقیت ایران در به سامان رساندن سوریه حکایت می‌کند. این موضوع در واقع، نه تنها اقتدار رژیم سعودی که در طول این دوران مهم‌ترین زاغه مهماتی تروریست‌ها بوده است را بر هم می‌زند، بلکه موقعیت تازه‌ای را در اختیار ایران برای حل هر پرونده امنیتی و سیاسی در منطقه قرار می‌دهد. مسلماً از فردای سامان یافتن سوریه گرایش به روی آوردن به ایران برای حل مشکلات امنیتی در سطح جهان اسلام افزایش می‌یابد.
▬    بر این اساس درگیر شدن با قطر در واقع، مجازات متحدان فردای ایران است متحدان فردایی که از جبهه امریکایی-سعودی کاسته خواهند شد. در واقع، آن‌چه این روزها در منطقه و در گرماگرم مسائل تند سیاسی مشاهده می‌کنیم، نسخه‌ای از وضعیت فردای آل‌سعود در منطقه است. هم‌اینک داعش و النصره و ده‌ها گروه تروریستی دیگری که با پول عربستان، قطر و... پدید آمده‌اند در حال محو شدن هستند و در سایه مبارزه برای محو این گروه‌های مزدور انواعی از سپاه پاسداران در سرزمین‌های مورد تعرض این گروه‌ها سر برآورده‌اند که دست‌هایی پاک و نیاتی الهی دارند، انصارالله، حشدالشعبی و چندین گروه دیگر که مردم آنان را فرشتگان نجات خویش به حساب می‌آورند. این موضوع سعودی را به شدت نگران کرده و در این معرکه با چنگ انداختن بر صورت همراه پیشین خود تلاش می‌کنند تا سنگرهای خود در مقابل، انقلاب ایران را نگه دارد هر چند دیواره‌های آن به شدت نحیف شده باشد.
مأخذ:کیهان
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 17 خرداد 1396 ساعت 09:55

جمله‌ای‌که‌درادبیات‌پارسی‌خواهدماند:”شرم‌می‌کنم‌باترازوی‌کودک‌گرسنه،سیری‌ام‌راوزن‌کنم!“

فرستادن به ایمیل چاپ

رضا صادقی؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    رضا صادقی: ”شرم می‌کنم با ترازوی کودک گرسنه، سیری‌ام را وزن کنم!“

▬    رضا صادقی می‌گوید ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن‌ها را درک کنیم.

▬    به گزارش خبرآنلاین، رضا صادقی که به تازگی آلبوم «یعنی درد» را روانه بازار موسیقی کرده است با انتشار عکسی از کودکِ کاری که آلبوم او را در دست دارد در صفحه اینستاگرامش نوشت: «شرم می‌کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری‌ام را وزن کنم! ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن‌ها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده‌ایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف «ض» در کلمه «وَلَا الضَّالِّینَ» ولی غافل از آن که خود عمریست در گمراهی به سر می‌بریم... به راستی ما به کجا می‌رویم... و چه زیبا گفت پروفسور اسماعیل ملک‌زاده: «روزه‌داران هیچ گاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد زیرا به افطار اطمینان دارند...!» حسین پناهی.
▬    قابل توجه حضراتی که رگ گردنشون برای واجبات زد بیرون، روزه‌داری و ماه مبارک جوانب زیادی داره، به یک بعد یادِ گرسنگان نگاه کنیم می‌شه این و اگر نه همه ما مسلمونیم و می‌دونیم واجبات رو خصوصا اگه مبارک باشه».
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 16 خرداد 1396 ساعت 00:52

طرح مبحث ”هوش مصنوعی“

فرستادن به ایمیل چاپ

اقتباس آزاد از ایمان روستا از زومیت؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    با این‌که تا به حال آینده‌ای ترسناک که ربات‌ها شغل‌ها یا زمین را تسخیر می‌کنند، ترسیم شده است، اما، هوش مصنوعی نتوانسته است تغییرات زیادی ایجاد کند. البته تا همین جا هم، حضور ماشین‌ها در روابط انسانی به شدت محسوس است. شما به اداره‌ای می‌روید و درخواست معقولی دارید، ولی پاسخ کارمند اداره این می‌شود که «موضوع وارد کامپیوتر شده و دیگه کاری نمی‌شه کرد!». این، آغاز و طلیعه تسلط منطق ماشین بر مبادلات انسانی است، اما بوضوح، آینده موضوع قدری پیچیده‌تر است.

▬    کاربست‌های کنونی هوش مصنوعی را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: هوش مصنوعی کاذب، هوش مصنوعی (DIY (Do It Yourself، هوش مصنوعی دگرگون‌کننده. در حال حاضر، بیشتر از هوش مصنوعی کاذب و هوش مصنوعی DIY (Do It Yourself) استفاده می‌شود.


▀█▄ هوش مصنوعی کاذب
▬    هوش مصنوعی کاذب به چیزی تظاهر می‌کند که نیست. همانند هر فنّاوری نوینی، اسم و رسم «هوش مصنوعی» نیز باعث شده است تا شرکت‌ها از عدم آگاهی عموم مردم سوء استفاده کنند.
▬    بسیاری از شرکت‌ها، اتوماسیون خود را به عنوان هوش مصنوعی به افراد قالب می‌کنند در حالی که هیچ کدام از این اتوماسیون‌ها از یادگیری ماشین استفاده نمی‌کنند، بلکه همان بینش انسانی را به الگوریتم‌های ماشینی تبدیل می‌کنند. نکته اصلی در هوش مصنوعی، موضوع «یادگیری ماشینی» است که در این سیستم‌های اتوماسیون نیست.
▬    خرید خودکار آگهی که با استفاده از الگوریتم‌های معمول برنامه‌نویسی انجام می‌شود، نمونه‌ای از فنّاوری مبتنی بر بینش است که افراد آن را با هوش مصنوعی اشتباه می‌گیرند، ولی در واقع هوش مصنوعی نیست، بلکه برنامه‌نویسی‌های پیشرفته‌ای است که با همان منطق انسانی از داده‌های بیشتری استفاده می‌کند.

▀█▄ هوش مصنوعی DIY (DO IT YOURSELF)
▬    DIY نوعی از هوش مصنوعی است که هدف آن داده‌کاوی برای کاربران است تا کاربر بتواند بر اساس این پردازش کار خاصی را انجام دهد. این داده‌کاوی بر مبنای منطق درونی داده‌ها انجام می‌شود و به بینش انسانی ربط خاصی ندارد. هوش مصنوعی DIY به فنّاوری‌های موجود متصل می‌شود و، سپس، یک سیستم احمق یا غیر هوشمند را به یک سیستم هوشمند تبدیل می‌کند. در مقام مقایسه، در هوش مصنوعی دگرگون‌کننده، همه چیز باید از ابتدا ساخته شود و هیچ چیز غیر هوشمندی وجود نخواهد داشت.
▬    این نوع هوش مصنوعی می‌تواند داده‌های زیادی را پردازش کند، اما، کار به همین جا ختم می‌شود و بقیه به عهده کاربر انسانی خواهد بود. هوش مصنوعی DIY می‌تواند برای کمپانی‌ها و سازمان‌هایی که به دانشمندان داده متکی هستند، بسیار مفید باشد. حتی، بهترین دانشمندان داده‌کاوی، زمان بیشتری از ماشین‌ها نیاز خواهند داشت تا داده‌ها را پردازش کرده و از آن‌ها نتیجه بگیرند. به علاوه، انسان‌ها به فعالیت‌هایی هم‌چون خواب نیاز دارند تا بتوانند کار خود را ادامه دهند. دلیل مهم‌تر برای ضعف انسان این است که انسان‌ها توان و قدرت پردازشی ماشین‌ها را ندارند.
▬    مثالی مناسب در این خصوص، الکسای آمازون است که قابلیت‌های مختلفی اعم از پخش موسیقی، گزارش وضعیت آب و هوا کنترل وسایل هوشمند منزل را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. آیفون دیگر محصولی است که می‌توان به آن اشاره کرد، این دستگاه می‌تواند شماره تلفن‌هایی را که ذخیره نشده‌اند، پیش‌بینی کند. یک مثال دیگر از هوش مصنوعی DIY، پلتفرم اینشتین شرکت سیلزفورس است. سیلزفورس در تبلیغی که در روزنامه نیویورک تایمز چاپ کرد، ادعا می‌کند که اینشتین می‌تواند پیش‌بینی کند که کاربران چه زمانی خرید می‌کنند و به فروشندگان کمک می‌کند فروش بیشتری داشته باشند. به عبارت دیگر، اینشتین داده‌های مدیریت رابطه با مشتری یک شرکت را دریافت می‌کند و آن‌ها را پردازش می‌کند. در نهایت با استخراج نتایج به فروشندگان کمک خواهد کرد، اما، قسمت اجرایی یعنی، فروش هم‌چنان به عهده فروشندگان خواهد بود.
▬    برخی از نمونه‌های هوش مصنوعی DIY به حدی پیشرفته هستند که می‌توان آن‌ها را هوش مصنوعی دگرگون‌کننده اولیه دانست. داده‌هایی که جمع‌آوری و پردازش می‌شوند، می‌توانند الگوریتم‌ها را آموزش دهند و الگوریتم‌های آموزش دیده می‌توانند خود داده‌ها را آنالیز کنند، اما، در نهایت آن‌چه زندگی ما را به متحول خواهد کرد، هوش مصنوعی دگرگون‌کننده است.

▀█▄ هوش مصنوعی دگرگون‌کننده
▬    هوش مصنوعی دگرگون‌کننده، داده را به بینش و بینش را به دستورالعمل تبدیل می‌کند. هوش مصنوعی که تغییرات اساسی در زندگی مردم ایجاد خواهد کرد، نمونهٔ دگرگون‌کننده است. سپس، به جای این‌که این دستورالعمل‌ها را به انسان منتقل کند، خود دست به کار می‌شود و کارهای پیچیده را با توجه به نکاتی که فراگرفته است، انجام می‌دهد.
▬    این نوع هوش مصنوعی هنوز فراگیر نشده است. بارزترین مثال هوش مصنوعی دگرگون‌کننده، خودروهای خودران هستند. خودروهای خودران مثال خوبی از ماشین‌هایی هستند که می‌توانند اطلاعاتی را که در هر لحظه تغییر می‌کنند، پردازش نمایند و با استفاده از آن کارها را انجام دهند، بدون آن‌که نیازی به انسان داشته باشند.
▬    رانندگی فرایند ساده‌ای نیست که بتوان به راحتی آن را خودکار کرد. گر چه رانندگی شامل برخی از اعمال یکسان است، اما، مجموعه داده‌هایی که هوش مصنوعی باید پردازش کند، مانند مقصد، مسیر، نزدیکی به دیگر خودروها و... هر لحظه تغییر می‌کند. هوش مصنوعی باید این اطلاعات را پردازش کرده، نسبت به داده‌ها بینش منحصر به فردی به دست آورد، و سپس بر اساس آن بینش اقدام کند و مانند یک انسان تصمیم گیرنده با توجه به آن‌ها عمل کند.
▬    به نظر شما، در آینده، در شبکه‌ای از روابط اجتماعی ما، ماشین‌ها که دیگر به «هم‌اجتماع»های ما تبدیل شده‌اند، بر انسان‌ها مسلط خواهند شد؟ این، خوب است یا بد؟ و اگر بد است، برای پیشگیری از این وضع چه باید کرد؟
مأخذ:زومیت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 15 خرداد 1396 ساعت 11:49

دیـ☲☷☳☶ـوارنوشت:رقص شمشیر راهزنان واستقامت درکاروان جمهور؛تحلیلی از انتخابات ۹۶

فرستادن به ایمیل چاپ

برداشت آزاد از وحید جلیلی؛ادامه مطلب... فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


بسم الله الرحمن الرحیم. «اَلَّذینَ جاهَدوا فینا لَنهدِیَنَّهُم سُبُلَنا»

▀█▄ دوازدهم، پرشکوه است

▬    یادم هست در سال ۵۸ یا ۵۹ در سلمانی «ممدآقا» در بیست‌متری طلاب، بحث این بود که شش ماه دیگر تمام است، نظام شش ماه دیگر نخواهد بود! خلاصه این شش ماه شد شش سال و الان نزدیک چهل سال شده و عده‌ای نگران بودند و عده‌ای مشتاق که جمهوری اسلامی.... اشرار زیادی در این آرزو مردند که هفته دیگر، ماه دیگر، سال دیگر جمهوری اسلامی از بین می‌رود!
▬    و دیروز، انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری هم برگزار شد. همین دوازدهمش خیلی باشکوه است. و دقیقاً در همین روز ترامپ، شتافت به عربستان. این هم پایان تاریخ!
▬    ۱۷۸۹ دو اتفاق در دنیا می‌افتد؛ یکی انقلاب کبیر فرانسه است، دیگری شکل‌گیری نظام امریکا؛ مجموعه بحث‌هایی که تحت عنوان رنسانس و نگاه اومانیستی به عالم و نگاه سکولار به مناسبات زندگی آغاز شده بود، در این مقطع از قرن هجدهم به صورت سیاسی خاص خودش رسید و این دو اتفاق، آغاز یک جریان جدیدی در فلسفه قدرت در دنیا بود.
▬    نزدیک ۲۵۰ سال می‌گذرد و لیبرال‌ها ادعا کرده‌اند که لیبرالیسم؛ پایان تاریخ است و بعدش هیچی نیست! حالا سال ۲۰۱۷ است، آقای ترامپ به عنوان نماینده لیبرال‌ترین دولت جهان و نماد بیش از دویست سال تلاش برای تحقق لیبرالیسم، اولین سفر خارجی‌اش را به چه کشوری می‌رود؟ کشوری که یک قبیله اداره‌اش می‌کند!
▬    مدرن‌ترین رییس جمهور جهان، مشتاقانه به آغوش بَدوی‌ترین حکومت دنیا! می‌رود و چه دل و قلوه‌ای به هم می‌دهند و می‌گیرند. جای لیلی و مجنون و رومئو و ژولیت خالی! این هم پایان تاریخ!
▬    همین یک تصویر کافی است که تحلیل روشنی را از جهان، دو و نیم قرن بعد از انقلاب فرانسه و تأسیس امریکا به ما بدهد. میزبان ترامپ، رییس قبیله‌ای است که مردم کشورش تفاوت صندوق رأی و کندوی عسل را نمی‌دانند!، یعنی، در عمرشان یک بار هم حضور در یک انتخابات سیاسی را تجربه نکرده‌اند. کشوری که خانم‌ها در آن اجازه رانندگی ندارند.
▬    حکومتی که مخالفان سیاسی‌اش را با شمشیر گردن می‌زند و همین حکومت، بهترین، صمیمانه‌ترین و گرم‌ترین روابط (نه فقط روابط سیاسی، بلکه روابط خانوادگی) را با دولتمردان لیبرال و مدرن جهان دارد و بالعکس آن‌ها هم بهترین روابطشان را با این‌ها دارند. با همان شمشیری که گردن مخالفان سیاسیشان را می‌زنند با رفقای لیبرل و مدرنشان می‌رقصند. همان شمشیری که سر شیخ نمر را از تن جدا کرده طلا اندود می‌شود و ترامپ در قهقهه پس از رقص باافتخار به عنوان هدیه قبولش می‌کند. اولین سفر خارجیِ ترامپِ لیبرال و مدرن؛ هم‌زمان است با انتخابات ما.
▬    جالب این است که هر دوی این‌ها؛ هم آقای ملک سلمان، و هم آقای دونالد ترامپ اعلام می‌کنند که مقابله با جمهوری اسلامی دستور کار اصلی اجلاس ریاض است! در این دنیای اشباع شده از ریاکاری، باید هم؛ این جمهوری متفاوت با لیبرالیسم و این اسلام متفاوت با سعودی مسأله ساز شود. چرا چنین کینه‌ای، و به تعبیر قرآن «غیظ"ی از جمهوری اسلامی در دل این ریاکارها است؟
▬    نکته‌اش این است که جمهوری اسلامی یک الگوی مستقل را به رخ کشیده که همه این‌ها را دچار چالش کرده است. این خیلی قابل توجه است که دو سر تحجر و تجدد؛ راهزنان ِ بدویت مدرن و مدرنیت بدوی؛ علیه جمهوری اسلامی متحد شده‌اند و نزدیکی ماهوی‌شان آشکار شده است.
▬    هر انتخاباتی در ایران، نخبگان و توده‌های این‌ها را مسأله‌دار می‌کند که در دوقدمی ما، ایران که تا چهل سال پیش پادشاهی بود، سی و ششمین انتخاباتش را برگزار می‌کند؛ با خودش می‌گوید، چرا یک قبیله باید بر ما حاکم باشند؟ چرا من هیچ نقشی در تعیین سرنوشت کشورم نباید داشته باشم؟!
▬    از این‌ها شما بگیرید تا لس‌آنجلس و واشنگتن و نیویورک؛ نگاه می‌کنند و می‌بینند، انتخاباتی که در ایران برگزار می‌شود از جهت آزادی بیان، از جهت نقد بی‌رحمانه و صریح، از جهت رقابت شدید و جدی (تا لحظه آخر هیچ کسی نمی‌داند، چه کسی برنده می‌شود) نه تنها از هیچ‌یک از انتخابات‌های غرب کم نمی‌آورد، بلکه از بیشتر آن‌ها جلوتر است. در بعضی از امور مانند درصد مشارکت، ما از آن‌ها بالاتر هم هستیم، مشارکت در امریکا ۵۵ درصد است و ما ۷۳ درصد.
▬    کشوری که چهل سال است مدام دارند علیه‌اش تبلیغات می‌کنند که این‌ها مخالف دموکراسی‌اند، این‌ها مستبدّند، دیکتاتوری‌اند. از این منظر نگاه کنید، باید هم رییس قبیله مدرن، سراسیمه برود توی بغل این قبیله و بگوید جمع شویم، یک غلطی بکنیم، یک خاکی بر سرمان بریزیم. غرب؛ چه می‌توانست که نکرد؟!
▬    حدود چهل سال است که جمهوری اسلامی به وجود آمده و غرب و سرسپردگانش در منطقه کوچک‌ترین همدلی و همکاری با جمهوری اسلامی نداشته‌اند و بر عکس، هر آن چه که از دستشان بر می‌آمده، علیه ایران به کار برده‌اند. یعنی، یک نفر بیاید ادعا بکند، غرب می‌توانست یک کار علیه ایران بکند و نکرد، بدتر از بمباران شیمیایی مناطق مسکونی که نداریم؟ (در حلبچه و سردشت) تا این حد غرب و صدام با هم همکاری کردند، تا زدن هواپیمای مسافربری و.... هیچ کار نظامی و سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی نماند که انجام نداده باشند. یک گرگ خونخوار وحشی مانند صدام را هشت سال به جان این جمهوری انداختند علاوه بر آن فشارهای سیاسی، تحریم و تبلیغات عجیب و غریب، و پروپاگاندا علیه ایران...
▬    هیچ کمکی که نکردند، تمام توطئه‌هایشان را هم به کار گرفتند، اما، جمهوری اسلامی نابود که نشد، هیچ، تضعیف که نشد، هیچ، روز به روز هم قدرتمندتر شد. امروز جمهوری اسلامی در جهان اسلام و در منطقه اولاً، امن‌ترین کشور است؛ از عربستان گرفته تا ترکیه تا افغانستان و عراق، هیچ کشوری با امنیت ایران نداریم. مردم‌سالارترین کشور منطقه است؛ معیارهای دموکراسی در ایران در تراز جهانی است، پهلو به پهلوی همه مدّعیان می‌زند. نقش تعیین‌کننده و حذف‌نشدنی در معادلات منطقه‌ای و جهانی دارد. پیشروترین در علم و فنآوری؛ هسته‌ای، هوافضا، نانوتکنولوژی، موشکی، حتی، در بعضی از این‌ها در رده جهانی است و جزو هفت، هشت کشور اول دنیا است.
▬    فقط هم بحث‌های صنعتی‌اش نیست، حتی، در هنر و سینما برجسته‌تر و بالنده‌تر از اغلب کشورها است؛ (مقایسه کنید باکارنامه سی چهل ساله سینمای ضعیف و سخیفِ دوران طلاییِ ارتباط با غرب در ایرانِ اعلیحضرت)
▬    از این منظر نگاه بکنید به جمهوری اسلامی و به انتخابات. صدها سال دین منهای سیاست را تبلیغ کردند.... صدها سال است در دنیا دارند تبلیغ می‌کنند که: سیاست؛ منهای دین و دین؛ منهای سیاست! چقدر غربی‌ها و غربزده‌ها تلاش کردند؟
▬    حالا این انتخاباتی که مثلاً، ما دلمان ازش خون است، دعوا بر سر چی بوده است؟ چهار تا نامزد بودند، دو تا آخوند و دو تا تحصیل‌کرده علوم مدرن، یکی تحصیل کرده فرانسه و دیگری در دانشگاه داخلی. الان آن دو نفر روی هم هفتصد هزار رأی آوردند و دو آخوند یکی فقط شانزده میلیون! و دیگری ۲۳ میلیون! دویست سال است دارند می‌گویند دین منهای سیاست و سیاست منهای دین، حالا بیش از چهل میلیون نفر آمدند یکی می‌گوید آن روحانی سید خوب است، دیگری می‌گوید آن روحانی دیگر خوب است! کجا رأی گرفته‌اند؟ در چند هزار مسجد.
▬    از منظرجهانی و بیرونی نگاه کنید! صدها سال است متفکّران‌شان، نخبگانشان، نظریه‌پردازانشان، ارتش‌ها و تانک‌ها و دولتهایشان، همه و همه در غرب بسیج شده‌اند که اثبات کنند: «دین منهای سیاست و سیاست منهای دین"! و این‌ها را از هم جدا بکنند، بعد؛ جهانیان می‌بینند در جمهوری «اسلامی» با این اوصاف که گفتیم و آن همه فشارهایی که گفتیم: عجب نظامِ آزادی و عجب مردم‌سالاری جدّی، رقابتی و پرشوری!

▀█▄ انتخابات ۸۸ و تأثیرش در شروع بیداری اسلامی
▬    سال ۸۹ در مسجد صنعتگران گفتم و منتشر هم شد که انتخابات ۸۸ ایران ظرفیت این را دارد که به یک مطالبهٔ وسیعی در جهان اسلام و در کشورهای اسلامی بینجامد. از شانس ما هفتهٔ بعدش بیداری اسلامی شروع شد! بنده بر اساس تحلیل گفتم چشم برزخی که نداشتیم!
▬    تحلیلم این بود که چون آن‌ها می‌خواستند آقای احمدی‌نژاد را تخریب کنند انتخابات ۸۸ را خیلی خوب منعکس کردند، فحش‌ها و انتقادات تند این‌ها را در سطح جهانی بازتاب دادند. این اثر عکس داشت، یعنی، هیچ انتخاباتی به اندازهٔ ۸۸ منعکس نشده بود. البته، خوب تکنولوژی‌های ارتباطاتی هم گسترش پیدا کرده بود. معلوم است وقتی در جهان عرب این‌ها منعکس شد، گفتند شما که می‌گفتید جمهوری اسلامی استبداد است، دیکتاتوری است، کسی جرأت ندارد حرف بزند... عجب نظام آزادی، عجب دموکراسی پرشور جدّی‌ای! به شدت تأثیر گذاشته بود در منطقه.
▬    و یک دلیلِ این‌که در سال ۸۸ آن‌طور بازی را به هم زدند، همین بود، از این می‌ترسیدند. خدا لعنت کند، فتنه گرانی را که از نفهمی‌شان، یا قدرت پرستی‌شان، یا حسادتشان، یا هر اسمی که می‌خواهید روی این رذالتشان بگذارید، که اگر آن بازی اتفاق نمی‌افتاد، خیلی بیش از این‌ها آن انرژی که در جهان اسلام آزاد می‌شد، به نتایج خیلی بالاتری می‌توانست برسد.

▀█▄ انتخابات ۹۶ یک مدل کامل مردم‌سالاری شد
▬    انتخابات دیروز از این جهت مزیت‌های انتخابات ۸۸ را دارد. در سال ۸۸ شما اولاً، یک دموکراسی رقابتی جدی و بی‌تعارف را به رخ جهان کشیدید. ثانیاً، یک دولت با یک رأی خیلی خوب، حالا آن دفعه ۶۳ درصد، این بار ۵۷ درصد، یک دولت مستقر منبعث از آراء مردم با رأی خوب و مقتدر، ثالثاً، یک اپوزسیون قوی قانونی، که سیزده میلیون رأی داشتند، یعنی، پازل سیاسی نظام تکمیل شده بود:
▬    مشارکت بالا (بالای هشتاد درصد)؛ دولت قوی (با ۶۳ درصد رأی) و اپوزسیون قانونی قدرتمند (با حدود پانزده میلیون رأی)، یک نظام ایده آل درجه یک! که امریکایی‌ها و فتنه‌گرها با آن آشوب‌ها انرژی‌اش را هدر دادند؛ امروز هم همین اتفاق افتاده است و به معنای واقعی جمهوریت را به رخ کشیده است.
▬    بعضی بچه‌ها پیام‌های آقا را که می‌خوانند، با خودشان می‌گویند: آقا دارد چه می‌گوید، می‌گویند دل ما خون است یا بعضی می‌گویند قربان دل خون آقا بشوم! این پیام تبریک چیست، دیگر باید شیعه تقیه کند! نه آقا، این چیزهایی که آقا می‌گوید از سر صدق می‌گوید، چرا؟ چون با یک غوره سردی‌اش نمی‌کند و با یک مویز گرمی‌اش کند، چون سعهٔ صدر و بصیرت دارد. بصیرت نه به معنای کلیشه‌ای و بی‌رمقی که بعضی از ما استفاده می‌کنیم.
▬    خوب این یک منظر؛ که از بیرون نگاه کنیم و دلمان آرام بگیرد که اتفاق مثبتی افتاده است؛ این چیزی که آقا امروز در پیامشان آوردند، ایشان با صدق صحبت می‌کنند با مردم، آقا از بالا می‌بینند، وقبلاً هم گفته بودند برای من اصل؛ مشارکت است.

▀█▄ جمهوریت و سبک زندگی انقلابی
▬    خوب، حالا بیاییم از منظر داخلی یک مقدار نزدیک‌تر نگاه کنیم. از نزدیک که نگاه می‌کنیم -بنده شخصاً حسّ خودم را دارم می‌گویم-، من وقتی که می‌بینم یک همشهری و هم‌وطنم ذیل پرچم جمهوری اسلامی دارد هورا می‌کشد و اظهار خوشحالی می‌کند که کاندیدایش برنده شده است، از ته دلم خوشحال می‌شوم اگر چه دارد به من چنگ و دندان نشان می‌دهد و می‌گوید حالتان را گرفتیم!
▬    این فرق ماهایی است که برایمان اصل نظام فراتر از دعواهای سطوح بعدی، ارزش دارد و موضوعیت دارد. ممکن است مثلاً، بگویم اگر کاندیدای ما رأی می‌آورد بهتر می‌شد، خوشحال‌تر می‌شدیم و، حتی، ناراحت باشیم از این‌که مثلاً، چرا آن فرصت بهتر به وجود نیامد و.... ولی، واقعاً آن جنبهٔ دیگرش هم برایم مهم است.
▬    شما الان نگاه کن ذیل نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ بیست و سه، چهار میلیون آدم، شاد و خوشحال هستند. احساس قدرت می‌کنند، احساس آزادی انتخاب دارند. این خیلی ارزشمند است. والله این‌ها ارزشمند است.
▬    این را شهدای ما آوردند. هزاران سال بر این ملت گذشت هزاران سال، یک روز، دو روز، ده سال، صد سال و پانصد سال نیست. هزاران سال بر این ملت گذشت؛ این ملت آدم حساب نمی‌شدند. شما با یک چنین ملتی طرف هستید، یک چنین حافظهٔ تاریخی دارند، یک چنین سابقهٔ ذهنی دارند. نهادینه شده است مظلومیت در این‌ها. چه کسی آمد به این‌ها آزادی انتخاب داد؟ این افتخار ما است یک سید شیعهٔ مرجع تقلید مجاهدی آمد، او گفت «جمهوری اسلامی» نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد و به ملت ما حق انتخاب داد.
▬    شاهان در این مملک چه می‌کردند، از شاپور ذواالاکتاف بگیرید تا ناصرالدین شاه قاجار و رضاخان و... بعضی وقت‌ها تاریخ را ورق بزنیم. چه جنایاتی می‌کردند! العیاذ بالله خدایی می‌کردند روی زمین. الان ملت آزاد است، این ارزشمند است. والله باید اشک شوق ریخت برای این. مخصوصاً وقتی که با این گستردگی اتفاق می‌افتد. فقط شمال تهران رأی ندادند که. امروز هم آقای روحانی در پیامش می‌گفت. در روستاهای الیگودرز والشتر هم، ایشان و رقبایشان رأی دارند.
▬    این خیلی قیمت دارد که آحاد مردم به شکل برابر حق رأی دادن و مشارکت در تعیین سرنوشت دولت را دارند. آن بحث‌های دیگر به جای خودش، (در وقتش از خجالت دولت هم در می‌آییم)، اما، می‌خواهم بگویم این باید جزو سبک زندگی ما بشود که از خوشحالی مردم خوشحال بشویم. یکی از ارکان سبک زندگی انقلابی این است که از خوشحالی توده‌ها زیر بیرق جمهوری اسلامی خوشحال بشود، اگر چه به خلاف نظر او رأی داده باشند. اگر چه از یک جهت دیگرش ناراحتی داشته باشد. این باید بشود جزو سبک زندگی انقلابی ما.
▬    شما فکر کنید این انرژی که در جامعهٔ ما آزاد شد، همین احساس آزادی که مردم کردند، این خیلی دستاورد بزرگی است. می‌خواهم بگویم این خیلی فرصت مهمی است که باید از این فرصت استفاده کرد. اگر با نگاه فرصت‌محور نگاه نکنیم، این فرصت‌ها از دست می‌روند. شکر این نعمت را نمی‌توانیم به جا بیاوریم.
▬    حتی همین عقده‌گشایی‌هایی که شد. کمی حالش خوب شد. دو تا فحش داد، دو تا نمی‌دانم بالا و پایین؛ یک دملی نیشتر خورد.

▀█▄ مردم؛ هدف هستند نه ابزار!
▬    یک نکتهٔ مهم دیگر این است که ما یک کاروان هستیم، ما یک امّت هستیم. اصلاًنگاه دینی این است. «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ».
▬     مردم ابزار ما نیستند. مردم هدف ما هستند. ما گاهی اوقات فکر می‌کنیم که ما می‌خواهیم برویم مثلاً، فلان آرمان بزرگ را به دست بیاوریم، فلان قلهٔ بزرگ را فتح کنیم، خوب این ملت هم باید بشود تدارکات ما، یا عقبه پشتیبانی ما؟ نه آقا! همه با هم قرار است یک کاری را بکنیم. و این یک لوازمی دارد. او که پیامبر خدا بود با مردم مشورت می‌کرد، و به آن عمل می‌کرد؛ مشورت‌هایی که گاهی در نهایت معلوم می‌شد غلط بوده است. پیامبر خدا، که عقل کل است.
▬    در قصّهٔ اُحُد، پیامبر مردم را جمع کردند فرمودند که چه کار کنیم؟ این‌ها می‌خواهند حمله کنند، یک عده گفتند در مدینه بایستیم، یک عده گفتند نه برویم در بیرون درگیر بشویم. بحث در گرفت. خود پیامبر هم نظرشان این بود که بمانند در شهر، ولی، نظر جمع را پذیرفتند گفتند خیلی خوب برویم و رفتند و شکست خوردند. شما یک‌جا بیاورید که پیامبر گفتند: دیدید گفتم! توبیخ نکردند مردم را حتی.

▀█▄ مکلَّفان مُحِق؛ مُحِقّان مسؤول
▬    یک کار جمعی است. باید برای مردم حق انتخاب قائل باشی تا بعد بیایند آن‌طوری جان بدهند پای تکلیف. ولی، وقتی که بگویی تو فقط تکلیف داری، حق نداری! پیغمبرش هم والله این حرف را نزد. پیغمبر می‌گفت حق دارید، حق اشتباه کردن دارید. یکی از مبانی جمهوری اسلامی این است که مردم حق دارند اشتباه کنند. امام فرق می‌کرد با من و شما. امام واقعاً به قول شهید آوینی از هر ده کلمه‌ای که می‌گفت، هر ده کلمه‌اش دینی بود. با مبنا حرف می‌زد. چرا امام این‌قدر پیش برد؟ به خاطر این‌که آدم دقیقی بود، آدم عمیقی بود. چرا خیلی از دیگران امام را نمی‌فهمیدند؟
▬    به خاطر این‌که امام یک قلهٔ بالاتری بود، می‌دانست دارد چه کار می‌کند، می‌دانست استقرار جمهوریت در ایران اسلامی یعنی، چه، می‌دانست حمایت از بنی‌صدر یعنی، چه، بعضی «غوره نشده مویز شده"ها می‌گویند: «نه آقا، ایشان من باب أکل میته جمهوریت را پذیرفتند!... « یا امام را متهم می‌کنند به این‌که: « بی‌سواد بود، فهمی از فلسفهٔ غرب نداشت، مدرنیت را نمی‌فهمید، آمد قاتی کرد ساختارهای مدرن را با مبانی سنت"!
▬    اما، این تأویل‌های الکی و این تفسیر از جمهوری اسلامی، هیچ سندی و، حتی، یک قرینه هم در حرف امام ندارد. همین‌طوری رجماً بالغیب یک چیزی می‌پرانند. با قیافه‌های ظاهر الصلاح موجّه.
▬    پس، جمهوریت در دل مبانی دینی ماست. جمهوریتی که امام می‌گفت و این که آقا دارد بارها تأکید می‌کند که جمهوریت ما مشابهت‌هایی با ساختارهای دموکراسی در غرب دارد، ولی، فکر نکنید ما این را از آن‌جا گرفتیم. نه! این مبانی ِخودی دارد.
▬    پس، باید خوشحال بود هم به خاطر خوشحالی مردم، و هم به خاطر عصبانیت دشمنان.

▀█▄ استقلالِ پیش رفته و پیشرفت مستقل
▬    درست است آن‌ها بین بد و بدتر می‌گویند خوب این یکی انتخاب بشود از آن یکی بهتر است، ولی، آن‌ها با اساس مشکل دارند. آن‌ها از درون خراشیده می‌شوند وقتی می‌بینند جمهوری اسلامی که چهل سال است دارند می‌گویند دیکتاتوری است، این انتخابات‌ها که برگزار می‌شود در این سطح رقابت و در این سطح آزادی. «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَکْبَر» واقعاً همین‌طور است. می‌سوزند از درون. که یک الگویی شکل گرفته است از لحاظ سیاسی و ساز و کارهای دموکراتیک، بالاتر از استانداردهای منطقه که هیچ، تنه به تنهٔ کلی از کشورهای مدعی می‌زند. از جهت علمی روز به روز دارد پیشرفت می‌کند. از جهت نیروی انسانی روز به روز دارد قوی‌تر می‌شود. مهارت‌های انسانی و فنی و صنعتی و... دارد در آن گسترش پیدا می‌کند. از جهت معادلات بین‌المللی روز به روز پایش دارد محکم‌تر می‌شود. در سوریه اراده کند، در لبنان اراده کند، در عراق اراده کند می‌تواند کلی دردسر ایجاد کند برای کل قدرت‌های جهانی، و مهم‌تر از همه این‌که تحت پارادایم امریکا هم نیست. مثل ژاپن نیست. ژاپن چه بود؟ گفتند آقا استقلالت را بده، به تو پیشرفت بدهیم. گفت باشد. همه چیزش را داد. شما بخوانید آمارهای ژاپن را. بعضی وقت‌ها می‌بینم بعضی از ژاپن با یک حسرتی حرف می‌زنند. آمارهای ژاپن را آدم شرمش می‌آید بگوید. بالاترین رقم فحشا و آمار زنای با محارم... ژاپن ژاپنی که می‌گویند این است. ژاپن چه کرده؟ خودش را فروخته است. خود فروشی کرده است.
▬    یکی از بچه‌ها رفته بود هیروشیما می‌گفت شهردار آن‌جا می‌گفت اگر بمب اتمی خوردیم، حقّمان بوده است، امریکا باید این کار را می‌کرد!
▬    ولی پیشرفت ایران تحت پارادایم آن‌ها و با کنار گذاشتن هویت واستقلال نیست. خوب، این هم پس، یک نکته که هم به خاطر خوشحالی هم‌وطنانمان، و هم به خاطر غیظ دشمنانمان ما باید به صحنه‌هایی مثل انتخابات دیروز با افتخار نگاه کنیم. شکوهش را ببینیم.

▀█▄ جمهوریت تعارفی یا جمهوریت «تعارفی"؟!
▬    نکتهٔ بعدی این است که ما نیازمند این هستیم که مسائل اصلی‌مان را، مسائل جدّی‌مان را بتوانیم با ادبیات قرآنی، با ادبیات معارفی خودمان بفهمیم و برای دیگران توضیح بدهیم. قبل از همه، خودمان این را بفهمیم. تلقّی ما از جمهوریت چیست؟ ساختاری که از رو در بایستی و تعارف برآمده و اصالت ندارد؟!
▬     من آن قدری که می‌فهمم و آن قدری که به عقل ناقصم رسیده است این‌ها را در این چند سال گفته‌ام و نوشته‌ام. جمهوریت را من ذیل معرفت همگانی می‌بینم. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا» (حجرات، ۱۳) خداوند می‌فرماید اصلاًاین اختلافاتی که ما بین شما ایجاد کردیم حکمت دارد. تفاوت‌هایی که در شما ایجاد کردیم حکمت دارد. حکمتش چیست؟ حکمتش این است که شما در یک چرخهٔ متقابل کسب معرفت وارد بشوید. «تعارف» به معنای دانستن از طریق همکاری با هم است دیگر. می‌گوید اصلاًاختلاف کمک می‌کند که شما به مدارج بالاتری از معرفت برسید!
▬     جمهوریت را می‌شود ذیل این فهمید. یک نفر یک حرفی دارد، یک نفر یک حرف مخالفی دارد، بله باید اخلاق رعایت بشود، ولی، به ما گفتند «اِضرِبُوا بَعضَ الرَّأیِ بِبَعض تَولَّد مِنه الصَّواب» این‌ها در معارف ما است، این‌ها دیگر حرف‌های ژان ژاک روسو و هابز و کانت و این‌ها نیست!
▬    این‌ها حرف‌های خودمان است وقتی خودمان از این‌ها استفاده نکنیم، مجبور می‌شویم یک عده بروند از خارج واردات کنند، غلط غلوط یک حرفهای سردرگمی، کلی هم هزینه‌ها و آسیب‌های بعدی‌اش را تحمل کنیم. جمهوریت آن قدری که من می‌فهمم یعنی، همه با هم بدانیم، همه با هم بخواهیم، همه با هم بتوانیم. کار ما در این حوزه دعوت است!

▀█▄ استقامت در کاروان جمهور
▬    امام می‌گویند که این آیهٔ شریفهٔ «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ» دو بار در قرآن آمده است. یکی در سورهٔ هود است یک بار در سورهٔ دیگر آمده است، اما، پیامبر فرمودند سورهٔ هود مرا پیر کرد.
▬    «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ» استقامت کردن برای پیامبر کار راحتی بوده است، با آن خُلُق عظیمی که پیامبر داشتند استقامت کردن برای ایشان کاری نداشت. چرا می‌گویند مرا پیر کرد؟ به خاطر آن دومی است، آن‌جا که می‌گوید «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ» (هود، ۱۱۲) و کسانی که همراهت هستند. جامعه را با خود نگاه داشتن، با خود همراه کردن، وارد این کاروان کردن، با شتاب مناسب به سمت مقصد حرکت دادن، این است که کار پیامبرانه است وگرنه هر عارف و زاهدی، شخصاً ممکن است مقاماتی پیدا بکند.
▬    «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» (حدید، ۲۵) اگر فرمود فقها، امناءالرُسُل هستند، اگر امام می‌گفت ولایت فقیه ادامهٔ ولایت رسول الله است، اختیاراتی که فقیه دارد همان اختیاراتی است که پیامبر دارد، از این جهت بود که آقا ما می‌خواهیم یک حرکت اجتماعی را، یک حرکت فراگیر و همگانی را سامان بدهیم.
▬    این‌ها را من قبلاً گفته‌ام که از یک نظر شاید بتوان گفت جمهوری یک نظام تربیتی است برای حزب‌اللهی‌ها. اگر به شما بگویند مثلاً، سوم خرداد بیا خرمشهر راهیان نور است؛ مثلاً، می‌خواهیم برویم شلمچه زیارت کنیم. می‌روی بلیط می‌گیری می‌روی آبادان آن‌جا حظّت را می‌بری و بر می‌گردی، اما، اگر بگویند که بچه‌های مسجدت را بردار بیاور، جمهوریت این دومی است. آقا برو بچه‌های مسجدت را بردار بیاور. این است که زحمت دارد. همت بالا می‌طلبد.
▬    دیروز بنده در کوی طلاب مشهد رأی دادم، در شمال شهر تهران که رأی ندادم. چرا این جوان‌هایی که بچه محل من هستند می‌آیند به آقای روحانی رأی می‌دهند؟ من غلط می‌کنم بیایم این‌ها را متهم کنم. شاید سی، چهل درصد کسانی که رأی می‌نوشتند، به آقای روحانی رأی می‌دادند. من که عرضه ندارم با همین‌ها مفاهمه برقرار کنم، ۵۰ تا جلسه در دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه تبریز و بوشهر داشتم، چهار تا جلسه در مسجد انصارالمهدی خودمان نداشتم، این را متّهمش کنم؟ این چه از من شنیده است؟ چه ورودی داشته است که بعد ما انتظار داشته باشیم خروجی‌اش این نباشد؟
▬    جمهوریت، را ذیل تواصی «تَواصَوا بِالحَقِّ و تَواصَوا بِالصَّبر» باید ببینیم، ذیل «لِتَعارَفوا» باید ببینیم. ذیل تعاون باید ببینیم. «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی» (مائده، ۲) ساز و کارهای جمهوریتی برای ما ساز و کارهای مبارک هستند، چرا؟ چون در خدمت امور مقدس می‌توانند باشند.
▬    پس، جمهوریت در انقلاب اسلامی هم مبنا، و هم کاربردِ دینی و انقلابی دارد.
▬    چه کسی می‌تواند حرف حق را به مردم برساند؟
▬     قرآن گفته است: «الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفی بِاللَّهِ حَسیبا» (احزاب، ۳۹) خداوند می‌فرماید که رساندن وظیفهٔ شما است. «تبلیغ» یعنی، رساندن. حرف را برسانید، اما، قرآن می‌گوید می‌دانید چه کسی می‌تواند حرف حق را به مردم برساند؟ کسی که از خدا بترسد. «یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ» و از هیچ‌کس غیر از خدا نترسد.
▬    می‌گوید: «بله بله درست است. ما از امریکا نمی‌ترسیم. از انگلیس هم نمی‌ترسیم"! نه آقا بیا پایین‌تر. اگر ترسیدی از فلان آقا، از فلان تشکیلات، از فلان اسم، اگر چشمهایتان را درویش کردید چون قرار است که از دیگران بترسید، پس، تبلیغ نمی‌شود کرد، تبلیغات نمی‌شود کرد. چرا؟ چون وقتی تو حرف را بخواهی برسانی به مردم، بروی با مردم مخاطبه و مفاهمه برقرار کنی، ملت را که خدا چوب خلق نکرده است! درست است دو تا گوش دارند، ولی، یک زبان هم دارند. حرف بزنی حرف می‌زنند. و باید تو آزاده باشی، باید وام‌دار این و آن نباشی. باید ترسان از این و آن نباشی که بتوانی با او حرف بزنی و او در تو صدق ببیند. خشیت از خدا، خشیت دیگران را از بین می‌برد.
▬    «اَلنَّجاه فِی الصِّدق»؛ فقط بحث فردی نیست؛ در بحث اجتماعی‌اش و سیاسی‌اش هم هست. آقا ما چرا نجات پیدا نمی‌کنیم؟ مرتب مرحله به مرحله... به خاطر این‌که صدق نداری، چرا صدق نداری؟ چون خشیت و پروا و ملاحظه از دیگران داری. خوب پس، تبلیغ که تعطیل، چرا؟ چون ما نمی‌توانیم خشیت خدا را داشته باشیم و خشیت دیگران را نداشته باشیم و صدق داشته باشیم. پس، چه کار کنیم؟

▀█▄ مبانی دینی‌مان را بازخوانی کنیم
▬    اما به نظرم اصل قضیه همان است که ما اگر پرچم‌مان پرچم ولایت است، ولایت یعنی، آقا، یعنی، امام خمینی، یعنی، کسانی که مبانی‌شان روشن است، بیّن است، آشکار است، منطقی است، استدلالی است، اقناعی است. کتاب‌هاشان هست. من پیشنهادم این است به همهٔ بچه‌های مشهد، که اولین کاری که در دستور کار قرار بدهند بعد از انتخابات، بازخوانی کتاب «طرح کلی اندیشهٔ اسلامی در قرآن» باشد. طلبه‌ها و دانشجوهای حزب اللهی؛ هم خودشان این کتاب را بخوانند، و هم نهضت بازخوانی‌اش را در مساجد مشهد راه بیاندازند.
▬    یک بار برگردیم مرور کنیم. مطمئن شویم این دینی که ما داریم از آن حرف می‌زنیم، این انقلابی که ما داریم از آن حرف می‌زنیم، همان چیزی باشد که آقا می‌گوید؛ یک اشتراک لفظی نباشد، آن جهادی که شما می‌خواهید انجام بدهید آن جهدی، تلاشی و اقدامی که می‌خواهید بکنید، اگر جهت‌گیری‌اش درست نباشد واویلاست. این خیلی نکتهٔ مهمی است.
▬     «اِهدِنا الصِّراطَ المُستقیمَ صِراطَ الَّذینَ اَنعَمت علیهِم غَیرِ المَغضُوبِ علیهم و لاالضّالّین».
▬    دو گروه هستند، یک عده مغضوب علیهم هستند، یک عده ضالین هستند. مغضوب که خدا نکند آدم جزء مغضوبین باشد، ولی، ضالین هم مغضوب علیهم نیستند، ولی، گمراهند. این هم خیلی بد است! خسرالدنیا و والاخره که می‌گویند این‌ها هستند. گمراهی فقط در این نیست که الزاماً تو یک کار صریحی را انجام بدهی که غضب الهی در آن باشد.
▬    صراط مستقیم هم حداقل یک معنایش نزدیک‌ترین راه است. بعضی وقت‌ها دوستان چون صزاط مستقیم را نزدیک‌ترین راه نمی‌دانند، می‌روند از چین؛ میان‌بُر وارد می‌کنند، می‌گویند راه خدا هزار تا پیچیدگی دارد، معلوم نیست «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکم» «وَالّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهم... » جواب بدهد!! بیایید از راه میان‌بُر برویم. شیوه‌های کاملاً سکولار با مبانی غلط! با مبانی مخالف انقلاب اسلامی را تحمیل کردند به حزب‌اللهی‌ها به اسم ولایت و تفکر ولایی!
▬    تشکیلات ادّعایی این‌ها، یک جنس بنجل چینی است!
▬    این «تشکیلات» ادعایی آقایان، یک جنس بنجل چینی است که بر اطاعت کور و ابلهانه مبتنی است و مشابه همان‌هایی که مشهد را پر کردند از پاساژهایی که بارانداز اجناس بنجل چینی است، می‌خواهند با قیافه‌های حق به جانب، با تیپ‌های ظاهرالصلاح، تفکر ولایی را در این شهر نابود کنند و نگاه بچگانه خودشان به تشکیلات و سازماندهی سیاسی را جایگزین همه‌چیز کنند. تفکر ولایی از جانب حزب‌الّلابی‌ها در همه کشور و از جمله در مشهد در خطر است. تمام زندگی‌شان شده است لابی کردن و از این جلسه به آن محفل رفتن و سهم‌خواهی کردن و برنامه‌ریزی برای حذف اصلح در لیست‌ها و جایگزین کردن به قول خودشان «حرف گوش کن‌ها"! و بعد همه را به ضدولایت فقیه بودن متهم کردن. خطر این جماعت ظاهرالصلاح و پرخسارت را باید با تبیین و آگاهی بخشی، دفع کرد.
▬    ما طرفدار ولایت فقیه هستیم، فقیه یعنی، چه!؟ فقاهت یعنی، چه؟! فقاهت یعنی، فهم! فهم عمیق، فهم روشن، بیّن، وقتی می‌گویی، ولی، فقیه؛ باید فضا باز بشود، باید ملت احساس گشایش بکنند! چرا؟ چون یعنی، اقناع پیش آمد، فهم پیش آمد، ولایت فقیه برای ما این است. ما فهم‌مان این است که در ولایت فقیه گشایش هست. نور هست.

▀█▄ از خدا باید هم هدایت خواست هم نصرت
▬    کارمان به جایی رسیده که از خدا فقط کمک و نصرت می‌خواهیم! در حالی‌که در قرآن که نگاه کنی، نصرت و هدایت کنار هم است، اما، ما می‌گوییم که ما خودمان می‌دانیم چه می‌کنیم. شما فقط کمک کن! «اِیّاکَ نَعبُدُ وِ اِیّاکَ نَستَعین»؛ بعد هم می‌گوید «اِهدِنا الصِّراطَ المُستقیم»؛ یعنی، «نستعین» هم به تعبد مقید است، هم به هدایت. یعنی، هم به نیّت‌ها، هم به اقدامات، اما، ما از خدا فقط نصرت می‌خواهیم! ما راه را پیدا کردیم، تو نصرت بده! العیاذبالله خدا شده است مدیر تدارکات ما! ما خودمان برنامه‌ریزی استراتژیک بلدیم، از چین هم که دوستان مدل وارد کردند فقط الان از خدا نصرت می‌خواهیم!
▬    قرآن می‌گوید «کَفی بِرَبِّک هادیاً و نَصیراً» هادیا، را مقدم می‌کند. اگر نصرت می‌خواهی، هدایت هم بخواه. مسیر را درست برو. تا بهت گفتند فلان جلسه را بگذار، فلان ائتلاف را بکن، فلان شعار را بده، سریع انجام نده. مزمزه کن. اول در مسیر خدا باش بعد از خدا نصرت هم بخواه.
▬    جریان روشن‌فکری دینی باید در مشهد تازه بشود
▬    حرکتی که باید آغاز بشود این است که تفکر روشن‌فکری دینی در مشهد تازه بشود. با همان قرائت آیت‌الله خامنه‌ای. اگر این تفکر تازه‌گردانی شد، شما هم می‌توانید از ثمراتش استفاده کنید. آن‌ها در چنان جامعه‌ای، زیر چکمه‌های امریکا، در مسجد کوچکی مثل مسجد امام حسن (علیه السلام)، در آن شرایط شکنجه و تبعید و زندان، آن پرچم را بلند کردند و پیش بردند و پیروز شدند.
▬    «اِنَّهُم فِتیهٌ آمَنوا بِرَبِّهم و زِدناهُم هدیً» (همین آیه خودتان) اگر اسمتان را از این آیه شریف گرفتید، باید با منش‌ها و از مسیرهای درست بروید. امروز آن روز است. وقتی سرتان به سنگ می‌خورد، برگردید ببینید کجا اشتباه کردید. آن‌چیزی که به ذهن من می‌رسد، این است که در مشهد باید مسجد امام حسن‌ها و مسجد کرامت‌ها احیاء بشود. این حرفی که بعضی دوستان می‌زنند که مشکل ما تشکیلات است، من قبول ندارم. و یک آدرس انحرافی می‌دانم. حداقل این است که اولویت ندارد. وقتی افراط بشود و بخواهد جا را بر آرمان و تفکر و نرم‌افزار تنگ کند، مضرّ هم هست.
▬    نرم‌افزار تفکر دینی در مشهد باید تازه‌گردانی بشود. باید برگردد به مبانی دقیق فقاهتی خودش با قرائت مقام معظم رهبری.
▬    مشهد چه از جهت فضلا، چه از جهت مخاطبان این قابلیت را دارد. راهش چیست؟ ارجاع مسائل روز به مبانی و منابع معارفی قرآنی و ولایی. ونه تکنیک‌های وارداتی چینی و انگلیسی و تایلندی و...

▀█▄ شهید مطهری خودش را در معرض سؤالات جامعه قرار داد
▬    آقای مطهری چرا مطهری شد؟ جلد دوم قرآن را داشت مثلاً؟! یا یک احادیثی را شنیده بود که دیگران نشنیده بودند مثلاً؟! آقای مطهری از این جهت مطهری شد که با سؤالات تازه درگیر می‌شد. والا خیلی‌های دیگر خدمت علامهٔ طباطبایی بودند که همشاگردی آقای مطهری بودند، آن‌ها مطهری نشدند. مطهری چه کار می‌کرد؟ به او می‌گفتند تو قم باشی مرجع می‌شوی بعدِ آقای بروجردی مثلاً، تو جزو امیدهای مرجعیت هستی. گفت آقا من تکلیفم را چیز دیگری تشخیص می‌دهم. بلند شد آمد تهران، انجمن اسلامی مهندسان، انجمن اسلامی پزشکان، عمدهٔ کتاب‌های آقای مطهری را شما نگاه کنید، محصول تقاضای جامعه است. البته، او خودش را هم در معرض قرار داد، ولی، آن تقاضا وجود داشت. آقا چند بار فرمودند؛ که بعضی از فضلائی که ما امروز در کشور داریم از دورهٔ جوانی ما جلوتر هستند، این عین تعبیر آقا است. ولی، از آن‌ها استفاده نمی‌شود. باید آقایان در معرض قرار بگیرند. باید سؤالات جدی جامعه با آن‌ها در میان گذاشته بشود؛ در سبک زندگی، در سبک سیاست‌ورزی. بعضی‌ها را من و شما الان می‌شناسیم، ممکن است خیلی‌ها باشند من و شما اصلاًاسمشان را هم نشنیده باشیم.
▬    در همین حجره‌ها در همین مدارس مشهد که خیلی‌هایش را ما آدرسش را هم بلد نیستیم، باید رفت این‌ها را پیدا کرد، خدمتشان رسید و استفاده کرد. خود آقای علم‌الهدی به نظرم خیلی از این جهت قابل استفاده است. مشروط به این‌که شما بروید و از ایشان بخواهید که آقا ما یک فضای مسجد کرامتی در مشهد کم داریم. همان درس تفسیر مهدیهٔ ایشان هم درس خوبی است، ولی، من هر وقت رفتم آن‌جا یک تعداد پیرمرد و میانسال نشستند و چهار پنج نفر که آن‌جا آمده‌اند نامه بدهند به حاج‌آقا، وگرنه آقای علم‌الهدی عالم خوش‌ذوقی است در استفاده از آیات و ادعیه و احادیث و این‌ها، تا برسد به خیلی از فضلایی که در مشهد هستند و باید این‌ها را آورد پای کار.
▬    آقای نظافت یک جلسه آمد در شهرداری، سه چهار تا بحث مدیریتی گفت. حدیث خواند. با یک ذوق تبیینی قابل توجهی. خیلی شیرین بود من دیدم مدیرانی که در آن جلسه بودند واقعاً استفاده کردند. ولی، این‌ها جرقّه‌ای است. استمرار ندارد. باید تازه‌گردانی معرفتی نهادینه بشود.
مأخذ:فارس
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 11 خرداد 1396 ساعت 00:59

فستیوال تخلف‌ها در انتخابات ۹۶

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ادامه مطلب... فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    شورای معظم نگهبان قانون اساسی، در بیانیه جمع‌بندی انتخابات ریاست جمهوری نود و شش، ۱۲ تخلف فهرست کرده است، که یکی از یکی سهم‌گین‌تر است، و کار به این دوازده تا ختم نمی‌شود، چرا که در انتهای فهرست دوازده‌گانه یک سه نقطه افزوده شده است. به عبارت دیگر، در این بیانیه که ارزش تاریخی خواهد یافت، در انتهای فهرست تخلفات، از «سه نقطه» استفاده شده است، و این، مفهوم و معنای تاریخی مهمی را با خود حمل می‌کند.

▬    حال، این دوازده و اندی تخلف، چه چیزهایی هستند؟ ۱. تطمیع، تهدید، خرید و فروش آراء؛ ۲. مخدوش بودن تعرفه‌ها در برخی صندوق‌ها (بدون مهر بودن تعرفه‌ها، عدم درج مشخصات رأی‌دهنده یا فقدان اثر انگشت «و سه نقطه»)؛ ۳. ممانعت از حضور نماینده نامزدها در شعب «و سه نقطه»؛ ۴. کمبود تعرفه؛ ۵. جانبداری و دخالت برخی مقامات در امر انتخابات؛ ۶. استفاده از امکانات دولتی؛ ۷. تأخیر در شروع رأی‌گیری؛ ۸. اخلال در روند رأی‌گیری به دلیل توقف یا کندی دستگاه احراز هویت؛ ۹. عدم صدور کارت نماینده نامزدها؛ ۱۰. عدم رعایت بی‌طرفی در آگهی نمودن اسامی نامزدها؛ ۱۱. تعطیلی زود هنگام شعب؛ ۱۲. تبلیغ به نفع نامزدها.

▬    شورای معظم نگهبان اضافه کرده، بعد از بررسی گزارش‌ها و شکایات به این نتیجه رسیده است که در برخی موارد وقوع تخلفات یا جرائم در برخی موارد از بندهای مورد شکایت محرز می‌باشد و وقوع تخلفاتی به اثبات رسیده است، و لذا، علاوه بر اقدامات و پیگیری‌های قضائی قبلی، در موارد اخیر نیز به منظور برخورد با متخلفین مراتب جهت رسیدگی قضائی به قوه قضائیه ارسال خواهد شد.
▬    شورای محترم نگهبان، حجم هر یک از این تخلفات را اعلام نکرده، و برآوردی نیز از تأثیر احتمالی هر یک از این‌ها بر نتیجه ارائه نفرموده است، ولی عناوین، آن قدر سهم‌گین هستند، که انگار هیچ تخلفی نبوده است که در این انتخابات رخ نداده باشد. این انتخابات فستیوال و موزه‌ای از انواع و اقسام تخلفات انتخاباتی است. این انتخابات، یک نمونه آزمایشگاهی معرکه برای دانشجویان علوم سیاسی است تا بدانند که چه انواعی از تخلف را می‌توان در یک انتخابات انجام داد. این، تکراری بر تجربه تلخ انتخابات مجلس ششم بود که نهایتاً به محکومیت رئیس ستاد انتخابات وقت، مصطفی تاجزاده منجر شد. به هر تقدیر، برای شورای نگهبان محرز شده است که این تخلفات که هر یک، دنیایی از تخلف هستند، منجر به تغییر نتیجه انتخابات نمی‌شود، و مع الوصف، این، پایان فرآیند ارزیابی روند انتخابات نیست و باید نتیجه نهایی را در قوه قضائیه جست. شاید ماه‌ها بعد معلوم شود که دقیقاً حجم و تأثیر هر یک از این تخلفات در نتیجه انتخابات به چه میزان بوده است. تنها در ارتباط با یکی از این موارد، یعنی «کمبود تعرفه»، این شبهه مطرح است که شمار واجدان شرایط رأی دادن در روستاها بیش از ۱۸ میلیون نفر بوده و بر اساس برخی از داده‌ها، نزدیک به ۹۰ درصد از این تعداد در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ موفق به رأی دادن شده بودند، ولی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ تنها ۱۰.۵ میلیون نفر از این واجدان رأی دادن روستایی توانسته‌اند در انتخابات شرکت کنند. این مقدار نیز از جمع و ضرب آمار اعلام شده توسط نماینده نامزدها در روستاها طی ساعات اولیه شمارش گرفته شده، زیرا هنوز هم وزارت کشور از اعلام نهایی دقیق آمارهای انتخابات ریاست جمهوری سر باز می‌زند. از این ۱۰.۵ میلیون نیز، بیش از ۸۰ درصد به آیت الله سید ابراهیم رئیسی و مابقی به آقای حسن روحانی و دو نامزد دیگر رأی داده‌اند.
▬    دست آخر این که، این قضاوت از شورای محترم نگهبان، نمونه تامی از قضاوت یک مرجع قضایی عالی رتبه هم هست که به دلیل شیوع جو سنگین سیاسی و امنیتی، به رغم این کیفر خواست‌ها مهم، بسط ید کافی برای انشاء حکم قضایی مطلوب خود را ندارد. درست مانند رویدادهای پس از سال هشتاد و هشت، که ائمه فتنه را باید «مسؤول خون‌های ریخته شده» دانست، هر چند که قاضی در انشاء و اجرای چنین حکمی در این زمانه بسط ید کافی ندارد و به حصر بسنده کرده است.
▬    نهایتاً، با دلی خونین از آن چه رفته، مهم آن است که باید زمینه‌ای را فراهم آورد که چنین تخلفاتی تکرار نشود. در این زمینه، ما دو توصیه مهم داریم؛ نخست، پیشنهاد می‌کنیم که در جریان ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات، رئیس ستاد انتخابات کشور، مستقیماً منصوب شورای نگهبان قانون اساسی گردد، و دیگر آن که توصیه می‌کنیم که روند رسیدگی قضایی به جرائم مجرمان این انتخابات با شفافیت و سرعت انجام شود تا معنا و مفهوم تاریخی مناسب خود را حاصل نماید. هو الجبار.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 10 خرداد 1396 ساعت 21:44

نـ ̓ ̓ـقل‌تاریخی: بیانیه‌شورای‌نگهبان‌وتکرارفرجام‌انتخابات‌مجلس‌ششم؛عاقبت‌به‌قوه‌قضائیه‌رسید

فرستادن به ایمیل چاپ

خبرگزاری‌ها؛ادامه مطلب... فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ

▬    انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری که به مثابه اعلام اعتبار، اعتماد و اطمینان مردم عزیز میهن اسلامی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود، سر انجام به سلامت پایان یافت.

▬    با سپاس بیکران به درگاه خداوند قادر متعال بخاطر حضور مردم بصیر و ولایت مدار که به حق نعمت الهی شمرده می‌شوند و در همه مقاطع تاریخی و حیاتی با گام نهادن در میدان حضور، نقش اصلی و تعیین‌کننده خود را در تحکیم پایه‌های حکومت اسلامی، این شجره طیبه و یادگار حضرت امام راحل (ره) ایفا می‌نمایند و با تشکر از مردم مسلمان و شریف ایران اسلامی که با حساسیت نسبت به آینده جامعه خود گامهای اساسی را در تعیین سرنوشت خویش برداشتند.
▬    خدمت گزاران شما ملت غیور در شورای نگهبان در انجام وظایف قانونی و شرعی خود محکم و استوار در جهت پاسداری از آرای مردم به عنوان حق الناس با چشمانی بیدار مراقبت کرده و از این امانات الهی همان گونه که در صندوقها ریخته شده بود صیانت کردند.
▬    انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، سنگ محکی دوباره برای آزمایش مردمان مؤمن و علاقه مند به میهن اسلامی از یک سو و البته، آزمونی بس سنگین برای دست اندرکاران امر انتخابات از سویی دیگر گردید. مشارکت گسترده مردم متدین و انقلابی در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و علاقه آنان در این امر، خود نشانه‌ای است از اوج اطمینان، اعتماد و ایثار به نظام مردم سالار دینی و پاسخی است در خور به بیگانگان بدنهاد که هر روز انتظار افول این شجره طیبه را دارند. غافل از این‌که نظام اسلامی و مردمی ریشه در آسمان‌ها دارد و با کینه ورزی و کینه توزی دشمنان سست بنیان نه تنها هراسان نمی‌شود، که چون کوهی استوار در پاسداری از آرمانهای بلند مردم مسلمان ایستادگی می‌نماید.
▬    حضور تعیین‌کننده مردم، به تعبیر رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی موجب شده تا دشمن از هیبت جمهوری اسلامی ایران وحشت کند، چرا که، این حضور به مفهوم حفظ اقتدار، حفظ ابهت، و حفظ مصونیت کشور است.
▬    همه می‌دانیم که انتخابات به منزله حمایت از اسلام و وفاداری و بیعت مردم با نظام اسلامی است و به خوبی می‌دانیم که این کنش سیاسی اجتماعی به منزله مهمترین عنصر قدرت است. جمهوری اسلامی ایران با ایمان به قدرت مردم انتخابات را به مثابه نعمتی الهی دانسته و اکنون، که بحمدلله این مرحله از آزمون الهی به پایان رسیده، شورای نگهبان مفتخر است که اقدامات انجام گرفته در راستای صیانت از آرای مردم را از تیر ماه ۱۳۹۵ تا به امروز، به اختصار اعلام نماید:

۱- همکاری وهماهنگی با وزارت کشور و تشکیل جلسات متعدد کارشناسی در حوزه‌های مرتبط.
۲- هماهنگی و برگزاری جلسات مشترک با وزرای محترم کشور، اطلاعات و سایر مسؤولین مربوط.
۳- آموزش و ساماندهی ناظرین و سرناظرین برای مراقبت و نظارت بر روند اجرای انتخابات
۴- اعزام تیمهای بازرسی در حوزه‌های مختلف برای رسیدگی فوری به اعتراضات و شکایت‌ها در روز رأی‌گیری
۵- پاسخگویی به سؤالات مردمی در باره انتخابات در روز رأی‌گیری
۶- هماهنگی با قوه قضاییه و پیگیری تخلفات قبل از روز رأی‌گیری از سوی محاکم دادگستری و همکاری با ستاد پیشگیری از جرائم انتخاباتی
۷- نظارت بر شمارش آراء و تجمیع آن‌ها با بهره‌گیری از امکانات مستقل
۸- فراهم کردن امکان حضور نمایندگان نامزدهای محترم برای حضور در شورای نگهبان
۹- تجمیع آرا در سامانه ناظر
۱۰- نظارت سیستمی بر تجمیع آرای ستاد انتخابات کشور
۱۱- تطبیق تجمیع آرای شورای نگهبان با آرای وزارت کشور
۱۲- دریافت و پالایش گزارش‌ها و شکایات مربوط به انتخابات و رسیدگی به آن در جلسات شورای نگهبان
رسیدگی به شکایات و گزارش‌ها:
▬    گزارش‌های واصله در روز رأی‌گیری و روزهای بعد از آن حاکی از بروز تخلفات انتخاباتی در روند برگزاری انتخابات بود که با هدایت ناظرین مستقر در شعب حتی‌المقدور تلاش شد نسبت به رفع اشکالات و جلوگیری از استمرار تخلفات اقدام سریع و به موقع به عمل آید و در جهت اجرای این وظیفه قانونی متخلفین به قوه قضائیه معرفی شدند.
▬    با این حال، در فرصت قانونی باقی مانده کارشناسان شورای نگهبان با پالایش و دسته‌بندی گزارش‌های دریافتی از تخلفات تلاش نمودند تا تصویری واقعی از روند برگزاری انتخابات و تخلفات مرتبط با آن را به اعضا محترم شورای نگهبان ارائه دهند.
▬    محورهای مهم مورد شکایت و ادعای نامزدها به شرح زیر تعیین گردید:

۱. کمبود تعرفه
۲. تأخیر در شروع رأی‌گیری
۳. اخلال در روند رأی‌گیری به دلیل توقف یا کندی دستگاه احراز هویت
۴. عدم صدور کارت نماینده نامزدها
۵. عدم رعایت بی‌طرفی در آگهی نمودن اسامی نامزدها
۶. تعطیلی زود هنگام شعب
۷. تبلیغ به نفع نامزدها
۸. استفاده از امکانات دولتی
۹. جانبداری و دخالت برخی مقامات در امر انتخابات
۱۰. تطمیع، تهدید، خرید و فروش آراء
۱۱. مخدوش بودن تعرفه‌ها در برخی صندوقها (بدون مهر بودن تعرفه‌ها، عدم درج مشخصات رأی‌دهنده یا فقدان اثر انگشت و ...
۱۲. ممانعت از حضور نماینده نامزدها در شعب و...

▬    شورای نگهبان بعد از بررسی این گزارش‌ها و شکایات به این نتیجه رسید که در برخی موارد وقوع تخلفات یا جرائم در برخی موارد از بندهای مورد شکایت محرز می‌باشد و وقوع تخلفاتی به اثبات رسیده است و لذا، علاوه بر اقدامات و پیگیری‌های قضائی قبلی، در موارد اخیر نیز به منظور برخورد با متخلفین مراتب جهت رسیدگی قضائی به قوه قضائیه ارسال خواهد شد.
▬    اکنون، و پس از بررسی موارد فوق در جلسات شورای نگهبان و توجه به شکایات مطروحه این شورا در مجموع، صحت انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را اعلام می‌نماید. امیدواریم که رسیدگی قاطع، دقیق، سریع و عادلانه به تخلفات ارسالی به قوه قضاییه به گونه‌ای باشد که در آینده شاهد چنین رفتارهایی در نمایش اقتدار مردم عزیز و شریف ایران اسلامی نباشیم.
▬    فرصت را مغتنم شمرده از هدایت‌ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، در مقاطع مختلف جهت برگزاری انتخاباتی پرشور، گسترده و سالم تشکر و قدردانی می‌نماییم.
▬    همچنین، از کلیه مدیران، کارشناسان و هیأتهای اجرایی وزارت کشور و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط و رسانه‌های گروهی بویژه صدا و سیما و نیز از کلیه اعضای هیأت‌های نظارت و ناظرین شورای نگهبان تشکر و قدردانی می‌گردد.
▬    از کلیه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی که در امن برگزار شدن انتخابات تلاش‌های جهادی و موثری داشته‌اند نیز تشکر و قدردانی می‌شود.
مأخذ:فارس
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 09 خرداد 1396 ساعت 23:26

تصویر یک جامعه مأیوس، درست در روز پس از انتخابات

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    همچون پس از انتخابات ۱۳۹۲، بعد از انتخابات ۱۳۹۶، انتلکتول‌های اصلاحات از علی‌محمد حاضری گرفته تا محسن کدیور، کوشیدند تا نتیجه انتخابات را به نفع خود و بعضاً به زیان مسیر انقلاب تعبیر کنند، و حتی مرگ «اصول‌گرایی انقلابی» را جشن بگیرند. وجه بارز همه این تفسیرها این بود که هیچ یک مستظهر به تحقیق جامعه‌شناختی دقیق از سیر و مقایسه رویدادها، نظرسنجی‌ها، یا مطالعات منظم و مقایسه‌ای نبود. حتی هیچ بودجه‌بندی و قشربندی صحیحی از آراء و نتایج آن نیز در دست نبود. و این بار هم، باز، مقام عالی‌رتبه امنیتی از اردوگاه خود آن‌ها، با نام امنیتی «مشهدی عباد»، رویاروی آن‌ها قرار گرفت و پاسخ ایشان را داد. پس از انتخابات ۱۳۹۲، او صراحتاً به هم‌قطاران خود گفت: «من دلم نمی‌خواهد به اصلاح‌طلبان در این انتخابات نمره بالا بدهم و بگویم که عقل‌گرایی اصلاح‌طلبان، این انتخابات را به وجود آورد. بلکه معتقدم که تغییرخواهی جامعه این انتخابات را رقم زد». همچنین گفت: «جامعه‌شناسی ما در رفتارشناسی رأی‌دهندگان، جامعه‌شناسی اسکیپی است. ما نچ‌نچ می‌کنیم و با تعجب می‌گوییم که نتیجه این‌طوری شد! این اصلاً خوب نیست، چون ما قدرت پیش‌بینی نداریم. من وارد کردن بحث‌های احساسی و غیرمعقولانه را در مورد تحلیل انتخابات نمی‌پسندم و باید در جست و جوی علت واقعی این پدیده باشیم». آن موقع، این سؤال مطرح بود که اگر انتخابات ۱۳۹۲ دست‌پخت انتلکتول‌های اصلاحات نبود، و از طرف دیگر، چهره همیشه حاضری همچون حسن روحانی نمی‌توانست نماد «تغییر» باشد، پس به زعم «مشهدی عباد» انتخابات ۱۳۹۲ دست‌پخت چه فرد یا افرادی بود؟ و جواب، برای ناظران  انتخابات معلوم بود؛ پای یک اتحاد امنیتی-انتخاباتی، و از جمله خود «مشهدی عباد» در میان بود. آشنا، صادق، مشهدی عباد، فلاح ... .

▬    «مشهدی عباد»، این بار اما، نه پس از انتخابات، بلکه دو روز مانده به انتخابات ۱۳۹۶، در ساعت یازده و شش دقیقه روز ۲۷ اردیبهشت‌ماه، در یادداشتی که عنوان آن را این چنین انتخاب کرد: «کار انتخابات تمام است فکر فردای انتخابات باشیم. من از جامعه مأیوس می‌ترسم»، از یأس، آن هم در روز پس از انتخابات خبر داد. علی الاصول، یک جامعه، هر وقت هم مأیوس باشد، یک روز پس از انتخاباتی که در آن رئیس جمهوری با رأی قاطع ۵۷ درصدی انتخاب شده باشد، نباید مأیوس باشد، مگر آن که این ۵۷ درصد، گیر و گوری داشته باشد، که به باور من داشت؛ اگر، این رأی از سویدای دل رأی دهندگان برنیامده باشد و چیزی بیش از یک برساخت امنیتی نباشد.

▬    «مشهدی عباد» به درستی درباره «فقر امید» و «یأس»، آن هم دقیقاً در روز پس از انتخابات می‌گوید: «باور من این است که به ملاحظاتی بزرگ در خصوص منافع و مصالح ملی نیاز داریم. ایران باید با قدرت و با انسجام صد در صدی نمایان شود. این همان نکته‌ای است که مقام معظم رهبری نیز نسبت به آن تصریح کرده‌اند. انتخابات هر قدر باشکوه‌تر برگزار شود، بیشتر به امنیت، انسجام، آرامش و پیشرفت کشور کمک خواهد کرد. امروز بیش از هر زمان دیگر به آرامش نیاز داریم. آرامش و پرهیز از تند کردن و نا آرام کردن فضای عمومی کشور نیاز بی‌بدیل ما برای فردای بعد از انتخابات است. انتخابات یک ماه طول می‌کشد، اما کشور را باید چهار سال اداره کرد و همه این چهار سال متأثر از فضای این یک ماه است. این یک ماه باید زمینه‌ساز آرامش و اجماع باشد، نه راهی به سوی تنش، توقعات فزاینده و بدون قابلیت محقق شدن». و وقتی عنوان یادداشت او این است که «فکر فردای انتخابات باشیم. من از جامعه مأیوس می‌ترسم»، باید بپذیریم که ملاحظات فوق‌الذکر تحقق نیافته است. در واقع، هر چند اتحاد امنیتی-انتخاباتی عدد ۵۷ درصد را برساخته است، ولی واقع آن است که جامعه، خود نیز مبهوت این نتیجه است و رأی شورای نگهبان قانون اساسی، تا حدی این موضوع را روشن خواهد کرد.
مأخذ:صبح‌نو
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 09 خرداد 1396 ساعت 22:37

سند ۲۰۳۰ و چالش ”استقلال ملی“ در حقوق اساسی

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    این روزها، چکیده‌هایی تحریف شده از سند ۲۰۳۰ در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شوند تا چنین وانمود نمایند که مرجعیت عظام شیعه که همواره ضامن استقلال ملی ما بوده است، این بار، به خطا رفته، و چیز خوبی را بد قلمداد کرده است! یاد روزگار انقلاب شاه و ملت و ارتجاع سیاه و سفید می‌افتیم. انتلکتول‌های خام کارگزار و اصلاحات، وجوه مطلوبی از این سند را که به انسان‌دوستی و صلح مربوط می‌شود، برجسته می‌سازند و به استناد آن مدعی می‌شوند که اجرای این سند، اقدام خوبی است که باید بر روی آن ایستاد و پافشاری کرد. این تکرار تاریخ از خامی زاید الوصف آن‌هاست.

▬    واقع آن است که سند موسوم به «چهارچوب اقدام آموزش و پرورش ۲۰۳۰/ اینچه‌اون» نیاز چندانی به خلاصه‌سازی ندارد، تا در میان این تلخیص، تحریف هم چاشنی کار شود و سندی را که آشکارا با استقلال ملی ما و هر ملت دیگر دنیا در تصادم است، یکسره نیک جلوه دهد. متن کل سند ۵۰ صفحه است که در انتها و در هفت و نیم صفحه، در یک جدول به خوبی چکیده شده است. پس هر کسی را که می‌خواهد در این مناقشه موضعی بگیرد، دعوت می‌کنم تا این سند را از وبگاه یونسکو دانلود کند و همین ۵۰ صفحه را مرور نماید، یا اگر برای نتیجه‌گیری عجله‌ای در کار بود، مشخصاً به جدول هفت و نیم صفحه‌ای انتهایی سند توجه می‌دهم. پس، مطلب اول این که نیازی به این چکیده‌های تحریف شده تلگرامی برای اظهار نظر در موضوع سندی با این درجه از اهمیت نیست. اصل سند، به طور چکیده، موجود و قابل بررسی است. پس از بررسی سند، سه نکته اصلی در تعهد به اجرای آن رؤیت می‌شود که لزوماً متعرض می‌گردیم:


▬    اشکال اول و اصلی در امضای این سند، مانند برخی موارد دیگر از این دست، آن است که این اسناد، مداخله مستقیم و صریح در شؤون قانون اساسی کشور است. تعیین اهداف کلان آموزشی کشور، بی‌تردید از شؤون حقوق اساسی هر موطن است، و حتی پارلمان‌های ممالک، مستقلاً اختیار تجدید نظر در آن‌ها را ندارند؛ هر یک از این تجدید نظرها نیاز به شور نخبگان و خبرگان و نهایتاً اجماع ملی دارد. البته می‌توان برخی از ساز و کارهای عملیاتی مندرج در این سند را اقتباس کرد و آن را در سند ملی تحول بنیادین آموزش و پرورش گنجاند، ولی شأن اصلی «چهارچوب اقدام آموزشی و پرورش ۲۰۳۰»، در گام نخست، تعیین و تضمین اهداف کلان جدید برای آموزش و پرورش است که خارج از اختیارات حقوقی یونسکو و دولت امضا کننده است. در حالی که قانون اساسی هر کشور، اصولاً نمی‌تواند در مورد اهداف آموزش و پرورش کشور مسکوت باشد، و اگر قرار است یک پیمان خارجی، یا حتی مصوبه پارلمان، مستلزم تعیین و تعریف اهداف و مقاصد جدید برای آموزش و پرورش گردد، باید مراحل تبدیل شدن به بخشی از قانون اساسی کشور را طی نماید. بدون طی این مراحل ارزش حقوقی و قانونی ندارد.
▬    نکته بعد، اشکالات محتوایی این سند است. این روزها، بیشتر در مورد تحمیل جهانشمول ارزش‌های اروپای غربی و امریکا در جریان این سند سخن گفته می‌شود که موضوع مهمی است، ولی به باور من، خطر اصلی به لحاظ محتوایی، موضوع مداخله در سیاست‌های تأمین مالی آموزش و پرورش است که متأسفانه در آن چه به عنوان «ویرایش اول سند ملی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران» منتشر شده نیز عیناً منعکس و تکرار و تأیید شده است. همان طور که در بند ۱۰۷ سند اصلی اینچه‌اون تکلیف شده است، سرمایه‌گذاری خارجی در آموزش و پرورش طی پانزده ساله اجرای چهارچوب اقدام، باید به شش شیوه گسترش یابد، در فصل مشابه در «ویرایش اول سند ملی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران»، ذیل عنوان «الگوی تأمین اعتبار برنامه آموزش ۲۰۳۰»، و تحت عنوان «خطوط کلی بودجه‌ریزی برای تحقق اهداف آموزش ۲۰۳۰»، یکی از منابع تأمین مالی اجرای سند را تسهیل زمینه‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی در آموزش و پرورش دانسته است.
▬    این موضوع، یکی از تهدیدهای مهم علیه «استقلال» کشور است که ما خاطره خوبی از آن در این کشور نداریم. از زمانی که در این کشور مدرسه فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها، یا آمریکایی‌ها وجود داشته است، ما با مصیبت روشنفکران فرانکوفون یا آنگلوفون یا امریکافون مواجه بوده‌ایم، که شوالیه‌های بی‌مواجب دولت خارجی در کشور ما محسوب می‌شدند و بارها به منافع ملی ما آسیب زده‌اند. حاصل آن، همین فارغ‌التحصیلان انگلیسی هستند که وقوع انفجار در فرودگاه انگلیسی را محکوم می‌کنند، ولی برای قتل عام شیعیان عربستان از یک ابراز تأسف ساده نیز دریغ می‌ورزند. شوربختانه باید اذعان کنیم که در طول دولت یازدهم، سفارتخانه‌ها بار دیگر شروع به ایجاد دوره‌های آموزشی کرده‌اند که هدف آشکار آن‌ها، تربیت نیروهای هوادار بیگانگان در کشور بوده است. حال، با پذیرش این زمینه جدید در ۲۰۳۰، دولت ما، رسماً می‌پذیرد تا شرایط این نحو سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش را طی پانزده سال تسهیل و مهیا نماید. خوب است بدانیم که از دیدگاه دولت ترکیه، یکی از زمینه‌های مهم وقوع کودتای اخیر در ترکیه، همین مدارس خارجی بوده‌اند که با هدایت فراملی، بخش مهمی از تحصیل‌کردگان ترک را به اقدام علیه امنیت ملی فراخوانده است. امروز، درست یا غلط، این مداخله آموزشی خارجی، دولت ترکیه را وادار به اعمال یک تصفیه گسترده ادارات دولتی و مدارس و مراکز آموزشی نموده است، و ما با آن پیشینه و این تجربه خسارت‌بار امروز، باید مراقب حرکات خود در بخش حساس آموزش و پرورش باشیم.
▬    و بالاخره، نکته سوم این است که نه در سطح اهداف عمومی آموزش و پرورش که شأن انحصاری حقوق اساسی کشور است، بلکه در سطح روش‌ها می‌توان با اقتباس و تعیین نسبت محتوای مثبت سند ۲۰۳۰ یا هر سند و متن دیگر، و تلفیق آن با سند ارزشمند «تحول بنیادین آموزش و پرورش»، این قانون و قاعده مهم و سنجیده را که بنا به مقتضیات ملی ما طراحی و تدوین شده است، از قفسه‌های شورای انقلاب فرهنگی بیرون بکشیم و پس از سال‌ها آن را کاملاً اجرایی کنیم. این، کاری است که باید انجام دهیم. تعجیل دم و دستگاه دولتی ما برای اجرای دستورالعمل‌های خارجی، آن هم در حالی که سند داخلی و بومی ما سال‌هاست عملاً معطل مانده، مانند بسیاری رفتارهای دیگر معطوف به خارج این دولت، سؤال برانگیز است. اصرار بیشتر دولتی‌ها در اجرای فوری سند ۲۰۳۰، ما را به این نتیجه‌گیری مکرر می‌رساند که جماعت ناپخته روشنفکران اصلاحاتی و کارگزارانی، تمام ادعاهای ملی خود را تخلیه می‌کنند. آن‌ها پس از عقب‌نشینی از اسلامیت و جمهوریت طی دو دهه اخیر، امروز شعار استقلال را نیز از کف می‌دهند، و دیگر حیثیت انقلابی و ایرانی و اسلامی برای خود باقی نخواهند گذاشت؛ انقلابی که شعار پاینده آن «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» است.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 07 خرداد 1396 ساعت 21:47

صفحه 5 از 385

a_a_