فیلوجامعه‌شناسی


• بیانیه فیلوجامعه‌شناسی: در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

• مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

ادامه مطلب...

نـ ̓ ̓ـقل‌تاریخی: بانمک‌ترین اشتباه انتخاباتی دولت یازدهم در زاهدان رخ داد!

فرستادن به ایمیل چاپ

برداشت از پایگاه خبری ایران آرت؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    فرمانداری زاهدان در اقدامی عجیب نام یکی از کاندیداهای پنجمین دوره شورای اسلامی شهر زاهدان را در لیست کاندیداها قرار نداد.

▬    در اقدامی عجیب و بی‌سابقه از سوی فرمانداری زاهدان نام آقای «محمد میر» از نامزدهای پنجمین دوره انتخابات شورای شهر زاهدان به رغم تأیید صلاحیت از سوی مراجع ذی صلاح برای حضور در عرصه انتخابات و با وجود فعالیت‌های تبلیغاتی گسترده توسط مجریان برگزاری انتخابات شورای شهر زاهدان از لیست کاندیداها حذف شد. این اقدام در حالی اتفاق افتاد که در لیست اعلام نتایج نیز هیچ‌گونه نتیجه‌ای از آرای این کاندیدا اعلام نشده است.

▬    محمد میر اظهار داشت: زمانی که به یکی از شعب اخذ رأی مراجعه کردم متوجه شدم که نام من در لیست کاندیداها وجود ندارد و پس از اعتراض به من گفته شد بررسی می‌شود.
▬    وی افزود: پس از ساعت‌ها پیگیری بالاخره، در ساعت ۱۱ صبح جمعه اسم من در لیست جدیدی اضافه و بعد از آن به شعب اخذ رأی ارسال شد.
▬    این کاندیدای پنجمین دوره شورای شهر زاهدان ادامه داد: متأسفانه پس از اعلام نتایج نیز اسم من در لیست ارائه شده نبود و، حتی، رأی خودم هم برای خودم ثبت نشده بود.
▬    وی گفت: من بیش از ۱۵۰ میلیون تومان هزینه تبلیغات کرده‌ام و تا حصول نتیجه این موضوع را از طریق مراجع قانونی پیگیری می‌کنم.
▬    فرماندار زاهدان نیز با تأیید این خبر اظهار داشت: ظاهراً، نام ایشان بر اثر یک اشتباه همکاران ما در فرمانداری زاهدان در لیست اولیه قرار نگرفت، اما، بلافاصله پس از اطلاع اصلاحیه زده شد.
▬    وی افزود: با این وجود، در چند شعبه لیست دوم و اصلاح شده استفاده نشد، اما، در شعبی که لیست اصلاح شد ایشان رأی دارند.
▬    مجتبی خانجانی ادامه داد: ما تابع قانون بوده و هر گونه پیش‌بینی که قانون در خصوص این مورد انجام داده باشد موظف به تمکین از آن هستیم.
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در جمعه, 05 خرداد 1396 ساعت 23:51

نخبگان سیاسی نامرئی در عصر خودنمایی بی‌رحمانه

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    هر چند که گمان نمی‌رود که واژه «تخلف» به «تقلب» تبدیل شود، و نتایج انتخابات از سوی نهاد ناظر، غیر قابل تأیید اعلام گردد، ولی، به گمانم، باید میزان عددی تأثیر مجموعه «تخلف»ها بر نتیجه انتخابات محاسبه شود؛ عددی که رئیس جمهور با طرح برآورد سه میلیون نفری که می‌خواستند پس از ساعت ۲۴ رأی دهند، قصد دفع شر شبهه مقدر آن را دارد. این رقم از حجم تخلف‌ها را اگر بگذاریم کنار افت شدید رأی روستاها که هر چه منتقدان دولت خواهان اعلام تفکیکی آراء شدند، دولت زیر بار نرفت، اعداد بزرگی به دست می‌آید. پرسشی که این روزها مطرح است این است که برآوردها از آراء روستاها و اقشار محروم، معادل ۱۹ میلیون رأی مشارکت‌جو است، این در حالی است که در انتخابات اخیر تنها ۱۰ میلیون رأی از روستاها اخذ شد. برآورد دولت نشان می‌داد که اقشار متوسط شهری، حامیان اصلی او خواهند بود.

▬    باید میزان عددی تأثیر مجموعه «تخلف»ها بر نتیجه انتخابات محاسبه شود تا معلوم گردد که آیا سازمان رأی منتقدان دولت درست عمل کرده است یا خیر، و این که جوانان منتقد دولت دقیقاً چقدر تا پیروزی فاصله داشته‌اند، و تنها به همان میزان شاید یکی دو درصد به فکر تجدید نظر در عملیات خود بیفتند، و در هر حال، پرگاز به همین مسیر اصولی خود، از همین امروز ادامه دهند. برداشت من این است که جوانان منتقد دولت، چیزی بیشتر از یک مفهوم اقلیت انتخاباتی نیرومند به دولت مخابره کردند. آن‌ها نشان دادند که دولت با بدنه عظیمی از «نخبگان سیاسی نامرئی در عصر خودنمایی بی‌رحمانه» مواجه است که ناگهان «اردوهای جهادی» را رها کردند و پای کار سیاسی آمدند و جداً پیروزی مجدد دولتی که اصولاً بر مبنای قواعد دموکراسی دنیا باید برای یک دور دیگر از مردم مهلت می‌گرفت را تهدید کردند. شرح خواهم داد ...

▬    توضیح این که در دنیای جدیدی که بین اقسام رسانه‌های نو به نو شونده متکی بر بستر اینترنت، و انواع رسانه‌های قدیم که هنوز کاملاً منسوخ نشده‌اند مورد هجوم قرار می‌گیریم، به اشتراک گذاشته می‌شویم، و اغلب هم آزار می‌بینیم، در دنیای پر از عبارات «من را ببین»، «به من گوش کن» و «اکنون، به من توجه کن»، گروه مهم و تأثیرگذاری از جوانان وجود دارند که موفق می‌شوند از این شلوغی دوری گزینند. آن‌ها کارشان را به آرامی، تواضع و بدون نیاز به خودنمایی و البته با جدیت انجام می‌دهند. می‌توان آن‌ها را تقریباً، در هر حیطه و سطحی از کشور یافت. از اردوهای جهادی تا فعالیت سیاسی پررنگ دم انتخاباتی. این جوانان را می‌توان «نخبگان سیاسی نامرئی در عصر خودنمایی بی‌رحمانه» خواند. سؤال مهمی است، این که چگونه این افراد بر خلاف تواضع شخصی، و حتی گاه، خجولی و عزلت‌نشینی، می‌توانند به نیروهای مؤثر و با نفوذ سیاست تبدیل شوند، چنان که در انتخابات ۱۳۹۶ چنین کردند.
▬    فعالان جوان نامرئی در سیاست ایران، کسانی هستند که درباره به دست آوردن شهرت فراگیر برای کاری که انجام می‌دهند مردد و گاهی کاملاً مخالف آن هستند. البته، این به آن معنا نیست که انگیزه اصلی آن‌ها گمنام بودن است، ولی به این معنا هست که آن چیزی که ایشان را تحریک می‌کند، چیزی ورای تبدیل شدن به یک سیاستمدار مشهور است. چیزی که به جوانان نامرئی انگیزه می‌دهد، کسب «فضیلت سیاسی» است؛ مصداقی از عمل به تکلیف اخلاقی در مقیاسی اجتماعی؛ آن‌ها برای «تکلیف» عمل می‌کنند. آن‌ها به «سیاست دینی» و نحوه انجام آن افتخار می‌کنند. تمام فعالان سیاسی جوانی که در این انتخابات اخیر از دل و جان پای کار نامزد نهایی نیروهای انقلاب آمدند، و من با آن‌ها صحبت کردم، در مورد کاری که انجام می‌دادند بسیار دقیق بودند، چه کارشان تنظیم خبر برای یک کانال تلگرامی شخصی اما پر مخاطب بود، چه ساخت فیلم و تصویر متحرک و مقاله و مطلب، و چه حضور پر رنگ در میدان‌ها و میتینگ‌ها. همه آن‌ها رضایتمندانه مسؤولیت‌های پیش آمده همراه با کارشان را می‌پذیرفتند. آن‌ها از حضور همیشه در صحنه اطمینان سیاسی به دست می‌آوردند؛ اطمینان از این که آن چه تکلیف‌شان بود انجام دادند. آن‌ها از حس «جاری بودن» و سلامت روانی احساس رضایت داشتند. این، پاداش واقعی برای این افراد بود. شمار زیادی از این جوانان چه در تشکیلات مرکزی جمنا، و چه در ستادهای انتخاباتی دو نامزد اصلی و نهایتاً نامزد نهایی حضور داشتند.
▬    سؤال بعدی این است که آیا این‌ها با توجه به خصلت «حاشیه‌نشینی» که دارند و مایل نیستند که روی دست بزرگان بلند شوند، اساساً می‌توانند به سیاستمداران تبدیل شوند؟ پاسخ این است که بله؛ آن‌ها می‌توانند تبدیل به سیاستمداران بزرگی شوند. آن‌چه در تبدیل شدن به یک سیاستمدار بزرگ اهمیت دارد، احساس تعهد راسخ به یک هدف، در کنار التزام به ابزار سیاست، به عنوان شیوه‌ای برای برقراری ارتباطات اجرایی است. این جوانان هر دو را دارند، ولی آن‌ها سعی نکرده‌اند تا مقاصد خود را به شیوه پارتیزانی به پیش برند، بلکه سعی داشته‌اند در یک قالب سیاسی کارها را در چهارچوب حمایت از روندهای سیاسی قابل اعتماد نشان دهند. احساس تعهد راسخ به تکلیف سیاسی مهم‌ترین عنصر در تبدیل بالقوه فعالان سیاسی جوان نامرئی به سیاستمداران تأثیرگذار آینده است، که در این جوانان هست. مهم تصمیم برای آزاد نمودن این انرژی بود که باور من این است که در انتخابات ۹۶، این تصمیم ایجاد شد. حالا جوان‌ها تصمیم دارند تا جدا کارها را به دست گیرند. این جوانان از آغاز دهه ۸۰ و مقدمات پیروزی‌های بزرگ در شورای شهر دوم و سپس انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، در صحنه حاضر شدند و انرژی‌های بزرگی از خود ساطع نمودند. بسیاری از آن‌ها، امروز در قالب چهره‌هایی بالغ آماده حضور قاطع، اما با طمأنینه در سیاست هستند. آن‌ها بسیار صبر کرده‌اند، و در دنیایی که پرزیدنت اوباما، تنها ده سال پس از عضویت در حزب به سمت ریاست جمهوری رسید، آن‌ها بسیار صبر کرده‌اند. آن‌ها آماده‌اند به اتکاء مناسبات و روابطی که برقرار کرده‌اند و پشتیبانی که از پیش‌کسوت‌ها دریافت می‌کنند، چهره‌های تأثیرگذار آتی در سیاست ایران باشند.
▬    همان طور که جوانان نامرئی سیاست انقلابی، نقش‌هایی با مسؤولیت بیشتر را بر عهده می‌گیرند و در عین حال، هم‌زمان در اقدامات جهادی خود بهتر و بهتر عمل می‌کنند، جوانان بیشتری متمایل می‌شوند تا از آن‌ها پیروی کنند، اما، مهم‌تر از آن این که، ماهیت این جوانان آن گونه است که بر انجام صحیح کار اصرار بورزند و به همین علت، بدون نگرانی درباره چگونه به نظر رسیدن کار و پاداش نتیجه آن، مسؤولیت را بر عهده می‌گیرند و این مسیر را استمرار می‌بخشند. کار کردن و زحمت کشیدن نه برای خود، بلکه برای «تکلیف سیاسی»، جذابیت شگرفی دارد که در فضایی که اصلاح‌طلبان هنوز به پیروزی نهایی نرسیده بر سر صندلی‌ها به دعوا برخاسته‌اند، جذابیت ویژه‌ای می‌یابد. وقتی شخصی از خود گذشته باشد، دل‌ها متوجه او می‌شوند و به او پاداش می‌دهند. این، آن مؤلفه‌ای است که آتیه نیروهای انقلاب را درخشان بشارت می‌دهد (توأم با اقتباس‌های آزاد از پایگاه تحلیلی استراتژی اند بیزنس).
مأخذ:صبح‌نو
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در جمعه, 05 خرداد 1396 ساعت 23:32

سـ۱۳ـیزده شغلی که در آینده نزدیک به تصاحب ربات‌ها درنمی‌آیند

فرستادن به ایمیل چاپ

برداشتادامه مطلب... از فرهنگ علوی از زومیت


▬    هرساله دانش‌جویان زیادی وارد دانشگاه‌ها می‌شوند تا علوم مختلف را به منظور رسیدن به جایگاه شغلی مورد علاقه بیاموزند. رباتیک، هوش مصنوعی، ساخت پهپاد و دیگر شاخه‌های مهندسی مدرن، این روزها طرفداران زیادی دارند. سؤالی که با پیشرفت تأثیر ربات‌ها در زندگی ما ایجاد می‌شود، این است که در ۱۰ سال آینده چه شغل‌هایی وجود خواهند داشت و چه شغل‌هایی توسط ربات‌ها اشغال خواهند شد.

▬    خودروهای خودران جای رانندگان کامیون و تاکسی را خواهند گرفت. ربات‌ها شغل‌های کارخانه‌ای مثل مونتاژ را از انسان می‌ربایند. پهپادها نقش پیک و تحویل‌دار را ایفا می‌کنند و پستچی‌های کند سنتی برکنار می‌شوند. شغل‌های دفتری و اداری که تصور می‌کردیم ایمن می‌مانند، در معرض حملهٔ هوش مصنوعی خواهند بود.

▬    جاش المان یک سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر در شرکت شرکای گرِیلاک است (سرمایه‌گذاران در فیس‌بوک، AirBnB، دراپ‌باکس، لینکدین، پاندورا و...)، اخیراً فهرستی از هفت شغل منتشر کرده است که باور دارد هم‌چنان در آیندهٔ نزدیک در دسترس خواهند بود. سرمایه‌گذاران، مخترعین و کارآفرینان موارد بیشتری در فیس‌بوک به این فهرست اضافه کردند.

▀█▄ ۱. هوش مصنوعی
▬    هوشمندسازی ماشین‌ها (شامل یادگیری ماشینی، یادگیری عمیق و شبکه‌های عصبی).

▀█▄ ۲. واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی
▬    قرار دادن داده‌ها و تصاویر مجازی بر بستر دنیای واقعی.

▀█▄ ۳. واقعیت مجازی
▬    ایجاد فضاهای کاملاً مجازی با تجربیات نزدیک به واقعیت.

▀█▄ ۴. پهپاد
▬    ربات‌های پرنده، راننده، راه‌رونده و شناگر.

▀█▄ ۵. رباتیک و اتوماسیون
▬    ربات‌های سازنده، علمی، دستیار، هم‌نشین و دیگر انواع ربات‌ها.

▀█▄ ۶. ژنومیک
▬    درک، کنترل و، حتی، شاید ارتقاء DNA طبیعی در ما و دیگر موجودات.

▀█▄ ۷. رابط‌های کاربری اتصال ماشین به ذهن
▬    رابط کاربری نهایی یعنی، اتصال ذهن به کامپیوتر؛ کاری که ایلان ماسک هم اخیراً آغاز کرده است.

▀█▄ ۸. علم داده
▬    درک، بهینه‌سازی و بهره‌برداری از داده‌ها

▀█▄ ۹. بلاک چِین یا زنجیره بلوکی
▬    برخلاف پایگاه داده‌های سنتی، در بلاک چِین رکوردها به صورت زنجیره‌وار و بدون کنترل متمرکز به یکدیگر متصل هستند. بلاک چین به نوعی یک دموکراسی انقلابی در پایگاه داده ایجاد کرده است.

▀█▄ ۱۰. اینترنت اشیاء
▬    بسیاری از چیزها شامل اشیاء و وسایل محیط پیرامونمان که به شبکه اینترنت متصل می‌شوند و می‌توان توسط اپلیکیشن‌های موجود در تلفن هوشمند و تبلت، آن‌ها را کنترل و مدیریت کرد.

▀█▄ ۱۱. فناوری نانو و هوش گروهی
▬    مهندسی در سطح مولکولی و نانو. هوش گروهی نوعی روش هوش مصنوعی است که استوار بر رفتارهای گروهی در سامانه‌های نامتمرکز و خودسامانده بنیان شده است.

▀█▄ ۱۲. رایانش کوانتومی
▬    رایانش در سطح اتم که در آن از پدیده‌ها و قوانین مکانیک کوانتوم مانند برهم‌نهی (Superposition) و درهم تنیدگی (Entanglement) استفاده می‌شود.

▀█▄ ۱۳. چاپ سه‌بعدی
▬    چاپ آنی و یکجای اشیاء کوچک و بزرگ؛ حتی، ساختمان‌ها
▬    توجه داشته باشید که موارد ذکرشده، به خودی خود شغل نیستند. می‌توان گفت زمینهٔ مطالعه و نوآوری هستند؛ و نکتهٔ اساسی همین‌جا است: یافتن ناحیه‌ای که در آن می‌توان خلاقیت و هوش بشری را با روشی بی‌همتا و نوین به کار گرفت.
▬    به نظر شما چه شغل‌ها یا زمینه‌هایی در کشورهای درحال‌توسعه هم‌چون ایران وجود دارند که دست کم در آیندهٔ نزدیک هم‌چنان در دست نیروی انسانی باقی می‌مانند؟
مأخذ:زومیت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 04 خرداد 1396 ساعت 17:55

جمع‌بندی انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا ۱۳۹۶

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    نکته ۱. رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر ۱۳۹۶، «تقریباً» تمام شد. ابزار سنجش که در اختیار نداریم، ولی باید اقل آن چه مشهود است را از این «سرشماری افکاری عمومی» مورد توجه قرار دهیم، و این مسیر تحلیلی، تازه شروع شده است.

▬    نکته ۲. رقابت‌ها «تقریباً» تمام شد، چرا که هنوز صحت انتخابات تأیید نشده، بویژه که وقوع «گسترده» «تخلف»ها، چه در گزارش‌های مردمی و چه از سوی نهاد ناظر انتخابات مورد تصدیق قرار گرفته است. هر چند که گمان نمی‌رود که واژه «تخلف» به «تقلب» تبدیل شود، و نتایج انتخابات از سوی نهاد ناظر، غیر قابل تأیید اعلام گردد، ولی، به گمانم، باید میزان عددی تأثیر مجموعه «تخلف»ها بر نتیجه انتخابات محاسبه شود. اجازه دهید بر اساس نتایج آخرین نظرسنجی‌های سازمان صدا و سیما و تأثیر تعدیل کننده موج ویژه‌ای که در تهران ایجاد شد، برآوردی از این میزان عددی داشته باشیم؛ تقریباً عدد ۵ درصد. یعنی آقای حسن روحانی حدود ۵۳ درصد، آیت الله سید ابراهیم رئیسی حدود ۴۳ درصد، آراء باطله حدود ۲ درصد، مهندس سید مصطفی آقا میرسلیم حدود ۱٫۵ درصد، و مهندس مصطفی هاشمی‌طبا با حدود ۰٫۵ درصد آراء. البته این یک برآورد است. این را هم خوب است بدانیم که این حجم از «تخلف»، قبلاً در انتخابات مجلس سوم و مجلس ششم سابقه داشته است. هر دو بار، وقتی این جناح سیاسی مجری انتخابات بوده‌اند.

▬    نکته ۳. همچنین نتایج انتخابات شوراهای شهر، بویژه در تهران، تکرار نتایج انتخابات پارلمانی بود و فهرست امید، به طور کامل پیروز شد. از مجموع ۳٫۶ میلیون رأی تهرانی‌ها، آقای محسن هاشمی رفسنجانی ۱٫۷ میلیون، و مهندس مهدی چمران ۰٫۶ میلیون رأی را به دست آوردند. به نظر می‌رسد که ۱.۳ میلیون نفر حاضر نشده‌اند که به جناح‌ها رأی بدهند و این میزان نسبت به انتخابات پارلمانی اخیر بیشتر شده است. در انتخابات پارلمانی اخیر، تعداد ۳۴۴۰۹۶۸ نفر در انتخابات شرکت کردند که شمار رأی آقای محمد رضا عارف در آن ۱۶۰۸۹۲۶ نفر و شمار رأی دکتر غلامعلی حداد عادل ۱۰۵۷۶۳۹ نفر بود، و ۰.۷۵ میلیون نفر حاضر به انتخاب جناحی نشدند.
▬    نکته ۴. همچون انتخابات‌های هشتاد و هشت به بعد که باید آراء تهران و غیر تهران را جداگانه تحلیل کرد، انتخابات ۹۶ نیز از همین سنخ است.
▬    نکته ۵. در موضوع انتخابات ریاست جمهوری، در کل باید گفت که نظر به قاعده دور دوم ریاست جمهوری مستقر، هر چند که شق محتمل استمرار دولت مستقر رخ داده است، ولی این دولت اکنون با یک اقلیت نیرومند، و یک وجهه شدیداً تخریب شده مواجه است. البته وجهه آقای روحانی بیشتر از جانب خود او و عملکرد و گفتار و کردار خود او تخریب شده است تا توسط رقبا. ما امروز با رئیس جمهوری مواجهیم که در مورد مدرک دکترای خود برای مدت لااقل ۱۸ سال صادق نبوده است، در مورد وعده صد روزه‌اش صادق نبوده است، در مورد انکار امکان ایجاد یک میلیون شغل و سپس اعلام وعده ایجاد سالانه ۹۵۰ هزار شغل یا همان یک میلیون شغل از جانب خود صادق نبوده است، و این که بخش اعظم رأی خود را از ایجاد هراس از رقیبان خویش و نه به اتکاء محبوبیت و عملکرد خود به دست آورده است. این‌ها واقعیت‌های قطعی این رقابت انتخاباتی هستند.
▬    نکته ۶.  اگر روی سخنم با حامیان آیت الله سید ابراهیم رئیسی و دکتر محمد باقر قالیباف باشد، باید ضمن تأکید بر این نکته که هدف‌گذاری سرنگونی دولتی که ۴ سال دیگر جا داشته، هدف‌گذاری بلند اما منطقی بوده است، ولی اذعان کنم که عملکرد هواداران و فعالان کمپین در رقابت‌های انتخاباتی «بسیار خوب» بوده است، بویژه که ضعف اصلی همه گزینه‌های این انتخابات، حتی گزینه پیروز، در بی‌برنامگی بوده است. با این ضعف در موضوع برنامه نامزدها، باید بخش اصلی نتایج انتخابات را به فعالیت هواداران منتسب کرد. پس، به گمان من، اجزاء رقابت‌های انتخاباتی در منتقدان دولت، باید همچنان حفظ شوند و فعال بمانند. آن‌ها به خوبی جواب دادند.
▬    نکته ۷. در اینجا یک اصل مهم وجود دارد و آن این که «اختلاف نتایج حدوداً ۵ درصدی، نباید منجر به تجدید نظر صد در صدی در مکانیسم‌های عملکردی شود». واقع آن است که در انتخاباتی که مطابق قاعده تاریخ انتخابات جهان، باید رئیس جمهور مستقر پیروز می‌شد، منتقدان دولت واقعاً جایگاه او را تهدید کردند و وی با عملکردی نامتعارف، نهایتاً به یک پیروزی میلی‌متری دیگر دست یافت. منتقدان دولت، عملاً ۴۵٫۵ درصد از اقبال مردمی را از آن خود کردند و تنها ۵ درصد با پیروزی فاصله داشتند، پس باید در عین تأمل راجع به راه‌های بهبود، به فکر تشخیص و استمرار علل این میزان از کامیابی باشند. در این زمینه، بویژه لازم است به توانمندی بی‌سابقه فرآیند سیاسی «جمنا» تأکید کنم. این مکانیسم، به رغم نوپا بودن، توانست فرآیند سیاسی انتخابات را به خوبی هدایت کند.
▬    نکته ۸. و اما، در موضوع تهران، و وقوع وضعیت اجتماعی پسامدرن در این ابرشهر، تأمل ویژه لازم است. در این زمینه پیش از این بسیار سخن گفته‌ام، ولی سخن تازه‌ام این است که نیروهای انقلاب، باید این وضعیت را به رسمیت بشناسند، و بکوشند تا این جمعیت ۹ میلیونی ساکن و ۱۳ میلیونی متغیر را «درک کنند». فی‌الجمله این درک، منتهی می‌شود به پذیرش وقوع مختصات پسامدرن در این شهر پر رفت و آمد و سیال. اگر نیروهای انقلاب می‌خواهند مواضع خود را برای این مردم مجدداً توضیح دهند، باید از «متن» به در آیند و به سمت «ایمیج» و تصویر گسیل شوند؛ این، لازمه وضعیت پسامدرن است. این، فرآیندی است که آغاز شده و استمرار آن در آتیه نتیجه‌بخش خواهد بود. در این زمینه نیز، به گمان من، نباید با درخواست تجدید نظر صد درصدی در مکانیسم‌های عمل سیاسی افراط کرد. واقع آن است که این جمعیت به سه پاره تقسیم شده‌اند؛ ۱.۳ میلیون رأی دهنده بی‌طرف و خواهان کارآمدی، ۱٫۷ میلیون رأی استمرار وضع موجود حاکم بر دولت و پارلمان، و ۰٫۶ میلیون منتقد ثابت قدم دولت.
▬    نکته آخر. در مجموع، با تذکر مجدد این که «ما ابزار سنجش در اختیار نداریم»، و به اتکاء این دو تحلیل متمایز از وضع کشور و تهران، توصیه ما به منتقدان دولت آن است که ضمن حفظ متین انبوه نقاط قوتی که منجر به این نتیجه قابل قبول شده است، اقدامات زیر را برای کامیابی در انتخابات پارلمانی آتی مد نظر قرار دهند:

۱.    ضعف و خلأ برنامه دقیق و جزئی برای اداره کشور را جبران کنند؛
۲.    به طور قاطع از مرحله تولید محتوای متنی به سمت تولید محتوای تصویری حرکت کنند؛
۳.    «جمنا» را تثبیت و مکانیسم‌های عملکرد منظم حزبی آن را کامل نمایند؛
۴.    زمینه را برای ورود یک نسل تازه به صحنه انتخابات آینده را فراهم کنند؛
۵.    به نقادی منضبط فعالیت‌های جناح حاکم ادامه دهند و تحقق وعده‌ها را پیگیری نمایند؛
۶.    خراسان و آستان قدس رضوی را به قطب تحقق مدیریت کارآمد خود تبدیل کنند؛
۷.    و ساز و کار منظمی برای برنامه‌ریزی فنی مبارزات انتخاباتی ایجاد نمایند.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 01 خرداد 1396 ساعت 22:26

ضرورت استمرار سیاست مردمی پس از انتخابات

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ادامه مطلب... فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    تجربه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ نشان داد که سیاست ما عمیقاً نیاز به چهره‌ها و تشکل‌های سیاسی خلاقی دارد که مستمراً در ارتباط با مردم به طرح و بحث درباره ایده‌های خود بپردازند. چهره‌هایی که نه درست چسبیده به انتخابات، بلکه در طول چهار سال در متن مردم به بررسی و کاوش در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی و بویژه اقتصادی بپردازند؛ در طول چهار سال ... در طول چهار سال ... .

▬    فایده نخست و اصلی این کار آن است که سیاستمداران در جریان تعامل مستمر با مردم به خلق سیاست‌های راه‌گشا بپردازند؛ و فایده دیگر این کار آن خواهد بود که سیاستمداران خلاق در جریان این ارتباط مستمر، تعهدات و پایبندی‌ها نسبت به مردم را نیز در خود بپرورند، و این، مانع از آن شود که اگر در مصدر امور قرار گرفتند، علیه مردم عمل کنند، بلکه در یک قالب نهادین، خود را نسبت به مردم و رأی دهندگان پاسخگو نگه دارند.

▬    خاصیت و خصلت دیگر مردمی بودن مستمر امر سیاسی این است که خط مشی‌های راه‌گشای سیاسی، معمولاً خارج از قلمرو سیاست متعارف و در متن فرهنگ عامه کشف می‌شوند؛ در جایی مانند «معدن» که مردم، ماهرانه مشغول تمشیت مسائل بسیار پیچیده زندگی خود با حقوق ماهانه یک میلیون و دویست هزار تومان هستند؛ آن هم آب باریکه‌ای که چند ماه به چند ماه پرداخت می‌شود، و دولتمردان از این نابسامانی بی‌خبرند. هر چه سیاستمداران بتوانند از مرکز دم و دستگاه متعارف سیاسی فاصله بگیرند، امکان بیشتری برای یافتن خط مشی‌های بهتر اداره کشور خواهند یافت. مشکل این است که نهادهای سیاسی، یک روند عملکرد استاندارد دارند تا بتوانند «توازن» خود را حفظ نمایند، اما، این روند باعث سرکوب هر گونه تغییر ضروری می‌گردد. در واقع، مسؤولان نهادهای سیاسی از هیچ چیز به اندازه عدم تعادل نمی‌ترسند، و به همین دلیل، گاه روندهای غیر ضروری که هیچ ربطی به مسائل مردم ندارند را صرفاً برای حفظ تعادل سازمان متبوع خود نگاه می‌دارند. در این موقعیت‌ها، وقتی مردم به عنوان عاملیت‌های ماهر اجتماعی به صحنه نظر می‌کنند، بی‌پرده، نارسایی‌ها را گوشزد می‌نمایند، و سیاستمداری که پیوسته با مردم است، این گوشزدها را در لباس نوآوری‌های سیاسی به درون سیاست تزریق می‌کند.
▬    بدترین سوء تأثیر سیاستی که جدا از متن مردم به انتلکتولیسم خام خود ادامه دهد آن است که روی موضوعاتی سرمایه‌گذاری می‌کند که در مقیاس اجتماعی رو به زوال است و تاریخ مصرف آن گذشته؛ این مشکل ناشی از آن است که معمولاً، برای سیاستمداران آسان‌تر خواهد بود که مطابق با خواسته «مردم تصوری» خود عمل کنند تا مردمی که به امکانات موجود راضی نیستند و چشم‌اندازی گسترده از آینده دارند. وقتی دفتر مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، خاستگاه ثابت سیاستمداران حاکم می‌گردد، این تأثیر منفی را به جای می‌گذارد که سکتورهای مهمی از جمعیت را عملاً در مقابل خود می‌بیند و عملاً همان مسیر گذشته خود را می‌پیماید. فریدریش نیچه از تمدن‌هایی حرف می‌زند که در سال‌های پایانی خود، روندی کاملاً قابل پیش‌بینی و ساده را در پیش گرفتند، در حالی که یک نیروی پر انرژی و ستیزه‌جو در همسایگی وارد سیر تکاملی آن‌ها شد و در مدتی اندک جایگزین‌شان گردید؛ نکته مورد تأکید او این بود که وقتی سیاستمداران به حفظ وضعیت کهنه رضایت می‌دهند، آینده از آن دیگران می‌شود. اگر سیاستمداران متناسب با خواسته‌های گروه‌های مختلف مردم فعالیت کنند، از این آفت انتلکتول زدگی رهایی خواهند یافت.
▬    سیاستمداران، نباید هر چهار سال یک بار و به وقت انتخابات، در صحنه پیدا شوند و به مردم وعده‌های خوب بدهند، بلکه باید مستمراً در ارتباط با مردم به طراحی و پیشنهاد سیاست‌های اثربخش بپردازند؛ یک فایده دیگر حضور مستمر سیاستمداران در میان مردم، کمرنگ شدن پندار «سیاست افسانه‌ای» نزد مردم است و این به نفع خود سیاستمداران نیز هست. یکی از بزرگ‌ترین افسانه‌های مورد علاقه مردم مربوط به یک سیاستمدار بی‌تجربه است که ناگهان و به شکلی قهرمان گونه و به اتکاء استعداد ذاتی خود، دفتر سیاست را ورق می‌زند. امروز این ایده از «کاریزما»، جذابیت بسیاری دارد، ولی واقع آن است که این گونه افراد می‌توانند ایده پردازان یا خطیبان سیاسی خوبی باشند، ولی معلوم نیست بتوانند سیاستمدارانی با کارایی «پایدار» باشند. به واژه «پایدار» تأکید دارم، چرا که اعمال سیاست ثمربخش در یک دوره چهار ساله، به چیزی بیشتر از توان ایده پردازی و نوآوری نیاز دارد؛ نیاز به ایجاد شبکه روابط اقتدار برای اجرای سیاست‌ها دارد. در واقع، طرح یک ایده راه‌گشا در یک موضوع خاص، در مقایسه با پروردن آن ایده به الزاماتش و تبدیل آن به یک برنامه اجرایی، و همچنین برقراری ارتباطات ضروری با کسانی که باید آن برنامه را اجرا کنند، به مراتب ساده‌تر است. سیاست، فن تنظیم روابط اقتدار در دو حیطه رسمی و غیر رسمی است، و کسی که در این زمینه توان قابل ملاحظه‌ای نداشته باشد، نمی‌تواند بیشتر از یک ایده پرداز سیاسی محسوب شود. استعداد منحصر به فرد، و حتی سال‌ها تجربه، برای اعمال حکمرانی اثربخش کافی نیست. شبکه کارآمدی از روابط انسانی لازم است تا چرخ سیاست را در یک مقیاس ملی به گردش در آورد.
▬    اغلب، کسانی که احوالات چهره‌های بزرگ سیاست را روایت می‌کنند، تنها مایل‌اند شرح دهند که مثلاً، چگونه آن‌ها زندگی خود را در یک بیغوله آغاز کرده‌اند، و ناگهان با دریافت رشحاتی به تمام افکار راه‌گشای سیاسی خویش دست یافته‌اند، اما، آن‌ها معمولاً، بیان نمی‌کنند که سیاستمداران بزرگ، چه مجاهدت‌ها و خون دل‌ها را بر خود هموار کرده‌اند، و به مرور، در ارتباط با کف جامعه و شمار بسیاری از کنش‌گران و فعالان اجتماعی، پیام خویش را به مردم رسانده‌اند و آن‌ها را به مرور، با خود همراه کرده‌اند. معمولاً سخن از یک داروی معجزه‌آساست. نه؛ سیاست چنین نیست. سیاست صحیح و حکمرانی خوب، الزاماتی در قعر جامعه دارد که به سهولت به دست نمی‌آید.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در یکشنبه, 31 اردیبهشت 1396 ساعت 21:01

ترمیدور پلاس

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    قبول دارم که اوضاع دموکراسی در سراسر جهان خوب نیست، و در امریکا و فرانسه و انگلستان و اغلب ممالک دیگر دنیا «جلف» شده است، ولی به گمانم مردم ما حق دارند که از این نحو دموکراسی، قدری بیش از سایر مردم جهان آزرده باشند، چرا که مردم‌سالاری ما قرار بود «دینی» باشد، و این مردم‌سالاری که در انتخابات نود و شش نمودار شد، بویژه صحنه‌هایی که در مناظره‌ها روی داد، دل مردم را به درد آورد. درست نبود.

▬    ریشه این میزان از خشم و پرخاش که قدری مهار گسیخته می‌نمود، چیست؟ بی‌گمان، ریشه‌ای‌ترین عامل پرخاش، و در کل، نژندی‌های روانی در دنیای امروز، کوبیده شدن سر مدرنیت به طاق محدودیت‌های ذاتی خویش است. دنیاطلبی، افراد را حریص و طماع می‌کند، و وقتی دنیای خلق شده توسط این رقبا بالا می‌گیرد، قدری سرخوردگی و نتیجتاً پرخاشگری به سراغ همه می‌آید. خب؛ این هست. ولی منظور از نگارش این گفتار طرح مطلب دیگری است؛ و آن، کشف و معرفی پدیده‌ای به نام «ترمیدور پلاس» است.

▬    «ترمیدور» یا همان چیزی که اخیراً سعید حجاریان نام آن را «نرمالیزاسیون» گذاشته بود، در ارتباط با انقلاب‌های جهان، به دوره فروکش کردن شدت حرکت‌های انقلابی و تبدیل آن به مرحله آرامش و برگشت از ایده‌های انقلابی اطلاق می‌شود، به نحوی که انقلابی‌ها، مورد اتهام و ارعاب قرار گرفته، و افراد غیر متعهد به آرمان‌های انقلاب با تغییر رنگ به مصادر امور باز می‌گردند.
▬    وقوع نابسامانی «ترمیدور» یا همان ارتجاع در آرمان‌های انقلابی، در انقلاب انگلستان و فرانسه، و بویژه فرانسه، مشهود بود، ولی حضور آن چه جان لاک به آن «قوه فدراتیو» اطلاق می‌کرد، در کالبد انقلاب اسلامی ایران در جایگاه «ولایت فقیه»، در مقاطع مختلف، مانع از وقوع ترمیدور یا همان «نرمالیزاسیون» شده است. برای جان لاک، «قوه فدراتیو»، یکی از چهار قوه حکومت است که در کنار قوای اجرایی و مقنن و قضایی، وظیفه حفظ استمرار حکمرانی در دولت را بر عهده دارد، طوری که دولت‌های خارجی بتوانند به اعتبار آن، به عقد قرارداد با دولت بپردازند. هر چند ملاحظه جان لاک یک ملاحظه حقوقی است، ولی حضور قوه فدراتیو به عنوان سمبل استمرار دولت-ملت، فقط تبعات حقوقی ندارد، بلکه نتایج سیاسی مهمی نیز می‌تواند به جای بگذارد؛ این که از وقوع ترمیدور یا لا اقل فرمت‌های شدید و رادیکال ترمیدور، آن طور که در انقلاب فرانسه مشهود بود جلوگیری به عمل می‌آورد. یک جایگاه فدراتیو همچون «ولایت فقیه» که ریشه در صلاحیت‌ها و فضایل اخلاقی و دینی حکمران اعظم ملت دارد، در دو چهره پرهیزگار پس از وقوع انقلاب اسلامی، تضمینی بر استمرار شعارهای اصلی انقلاب بوده است، به نحوی که غرب‌گرایان مکرراً و بالمآل اذعان داشته‌اند که ولایت فقیه جلوی ترمیدور یا همان نرمالیزاسیون را گرفته‌اند.
▬    اصل مطلب: در نبود مخاطره «ترمیدور»، ارزش‌های انقلاب در طول حیات بیش از یک نسل استمرار خواهد یافت و زنده خواهد ماند. چنین انقلابی، هر چند که با وجود نیروی فدراتیو حکیم، می‌تواند پیگیر آرمان‌های خود باشد، ولی این پیگیری مستمر و مداوم، می‌تواند حوصله نسل اول انقلاب را سر ببرد. هر چند که آرمان‌های انقلابی، مانند آرمان حکمرانی توحیدی و عدالت و رهایی که در انقلاب اسلامی ایران مطرح شده‌اند، آرمان‌هایی فراتر از یک نسل هستند، ولی نسل اول، پس از گذشت یک دوره سی/چهل ساله از انقلاب، مدام می‌پرسد که سی سال از انقلاب گذشت، پس چرا هنوز به آرمان‌ها نرسیده‌ایم؟
▬    تقریر دیگر مطلب: وقتی سایه مرگ و مفارقت از دنیا بر سر این نسل نخست انقلابی می‌افتد، آن‌ها ناگهان احساس می‌کنند که باید تحقق آرمان‌های خود را به چشم ببینند، و بدین ترتیب، رفته رفته نارضایتی‌ها شروع می‌شوند. اکنون دیگر فراموش می‌شود که آرمان‌های انقلاب، اگر در طول یک نسل قابل تحقق بود، که دیگر نامش «آرمان» نبود. اصولاً مهم این است که تحقق این آرمان‌ها، روندی رو به بهبود داشته باشند، ولی اگر توقع داشته باشیم که پس از گذر سه دهه از یک انقلاب مانند انقلاب اسلامی در آن اثری از بی‌عدالتی یا فساد نباشد، بی‌گمان به خطا رفته‌ایم.
▬    حال، صورت‌بندی یک چالش جدید فراروی انقلاب‌های مستمر روشن می‌شود. انقلابی که برای چهار دهه از چنگ پادانقلاب و تهاجم بیرونی و هزار و یک مسأله دیگر رهیده است، اکنون، می‌تواند هدف تهدید، نسل اول انقلابیون قرار گیرد؛ انقلابیونی که از فرط «ناکامی تصوری»، رو به پرخاش آورده‌اند، و برای این ناکامی و پرخاش دنبال مقصر و آماج می‌گردند. به گمان من، آنچه طی یک دهه گذشته در رفتار برخی از سیاسیون نسل نخست انقلاب، به صورت پرخاشگری‌های مهارگسیخته و سیاه‌نمایی‌های غیر منطقی، و ویرانگری میراث انقلاب مشهود شده، از این سنخ است.
▬    ما نام این عارضه را «ترمیدور پلاس» گذاشته‌ایم. ماجرا از این قرار است که وقتی انقلاب، با موفقیت در طول بیش از یک نسل، سرزنده باقی می‌ماند، و از شر «ترمیدور» یا «نرمالیزاسیون» مصون می‌ماند، در معرض تهدید دیگری قرار می‌گیرد که باید برای آن فکری کرد. نسل اول انقلاب که احساس می‌کند که قبل از مرگ باید نتایج کامل انقلاب خود را ببیند، به همه نتایج مثبت انقلاب خود قانع نیست، و احساس ناکامی می‌کند. این احساس ناکامی منجر به پرخاشگری می‌شود و میراث انقلاب را هدف قرار می‌دهد، انگار که انقلاب از اول اشتباه بوده است. این عارضه، در مورد کسانی که در مسیر انقلاب هزینه پرداخت کرده‌اند، مانند خانواده و فرزندان فعالان نسل اول انقلاب و ایثارگران نیز خود را نشان می‌دهد. آن‌ها از خود می‌پرسند که آیا این نتایج به دست آمده ارزش این همه ایثار را داشت؟ در چنین شرایطی، فعالان اجتماعی باید گفتگو در مواهب انقلاب را جداً در پیش بگیرند، و در عین حال چشم‌انداز واقع‌بینانه‌ای از استمرار انقلاب در بلند مدت را نزد مردم بگشایند. این، مستلزم یک مجاهده فرهنگی جدید است.
مأخذ:صبح‌نو
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در شنبه, 30 اردیبهشت 1396 ساعت 11:54

بیایید از تغییر نهراسیم

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    این که رئیس جمهور مستقر که در سطح نازلی از محبوبیت به سر می‌برد، تا این اندازه خویش را آلوده به انواع مسائل اخلاقی کند که هر یک از آن‌ها، به اندازه ده ماه کشاکش در دادگاه افکار عمومی، از او و کشور هزینه خواهد برد، در تاریخ انقلاب ما به عنوان یک امر بی‌سابقه و بی‌لاحقه خواهد ماند. نبوده است، و دیگر تکرار هم نخواهد شد.

▬    به فرض که با این دست و پا زدن‌ها به مقام صدارت عظمایی هم نایل شود، این، آغاز مصائب او و کشور خواهد بود. خدای نخواسته، رئیس جمهوری خواهیم داشت که لااقل سه تقلب علمی «کردانیستی» او بویژه تقلب هجده ساله در اعلام مدرک دکتری اثبات شده و انکار ناپذیر است و یحتمل با شکایت دانشگاه گلاسکو کلدونین تحت تعقیب بین‌المللی نیز قرار خواهد گرفت؛ خدای نخواسته، رئیس جمهوری خواهیم داشت که تهدید و تطمیع او در روستاها و بخش‌ها برای جلب رأی مسجل شده است و این یک بی‌آبرویی بزرگ در تاریخ انتخابات ایران است؛ خدای نخواسته، رئیس جمهوری خواهیم داشت که در جابجایی موعد قانونی توزیع سود سهام عدالت، اتهام نیرومند خرید یا به گروگان گرفتن آراء را با خود دارد؛ خدای نخواسته، رئیس جمهوری خواهیم داشت که به سوء استفاده شخصی و خانوادگی از اموال عمومی متهم است؛ و خدای نخواسته، رئیس جمهوری خواهیم داشت که حتی به قتل فرزند خویش متهم است (برای شرح این آخری بنگرید به تسنیم، خبر شماره ۱۴۰۶۷۰۹). برای انتخاب رئیس جمهور نباید به اکنون و وعده‌ها و پول‌های امروز بسنده کرد، بلکه باید به آینده چشم داشت و مسؤولانه در نسبت با آینده به اقدام سیاسی دست زد.

▬    تأمل اول: اگر مردم بیش از حد، از تغییر بهراسند، و از گماردن سیاست‌مداران نوآور پرهیز داشته باشند، در میان مدت و بلند مدت، سیاست را تو خالی می‌کنند. رسیدن به آرمان «سیاستمدار خوب»، مستلزم شجاعت انتخاب تازه است؛ انتخابی که از پس مسائل «آینده» برآید؛ نوآوری‌های سیاسی همواره تکانش‌هایی برای جامعه ایجاد می‌کنند. اگر مردم، سیاستمدارانی را که مدت‌ها مطابق با قواعد پیشین سیاسی عمل کرده‌اند، مسؤول رویارویی با موضوعات جدید کنند، چیز زیادی عایدشان نخواهد شد، چرا که این رسته از سیاستمداران، مطابق با تجاربی که بعضاً منجر به موفقیت‌های قبلی شده عمل می‌کنند و از این طریق باعث سرکوب پیشرفت سازمان سیاسی کشور خواهند شد. این هم از اشکالات نحو سیاست‌ورزی آقای روحانی است؛ او اصرار دارد تا زنجیره هاشمی-ناطق‌نوری-خاتمی را ادامه دهد، در حالی که جامعه پیچیده امروز، اقتضائات سرزنده خود را دارد.
▬    تأمل دوم: مسیر پیشرفت، یک اسم رمز ساده در گفتار، و دشوار در عمل دارد: «نوآوری و از تغییر نترسیدن»؛ به این صورت که «سیاستمدار خوب» راه حل و خط مشی جدید یا بهتری را در قیاس با ایده‌ها و خط‌مشی‌های سیاسی موجود ارائه می‌کند و آن را به اجماع سیاسی می‌رساند و نهایتاً به موقع اجرا می‌گذارد. این کار در گفتن ساده است، ولی در عمل دشوار، چرا که طی این مراحل سه گانه، حوصله اغلب سیاستمداران را سر می‌برد، و آن‌ها را به این نتیجه مهلک می‌رساند که مرحله «اجماع سیاسی» را دور بزنند و تک و تنها و قدری مستبدانه کارها را تمام کنند. معضل اخلاقی دیگری که در مورد آقای حسن روحانی مطرح می‌گردد، گرایش مستمر او به استبداد است. هر چند که نزدیک به انتخابات چهره‌ای مردمی به خود گرفته است، ولی او بارها دهان منتقدان خویش را خرد کرد و با محرمانه اعلام کردن مهم‌ترین قراردادهای تاریخ ایران، هر چه خواست کرد، و حتی دست نمایندگان پارلمان را نیز از این قراردادها دور نگه داشت. آن استبداد و این رقیب‌هراسی در جریان مناظرات، اگر در کنار هم جمع شوند، ما را به یاد جمهوری رضاخانی می‌اندازد، که می‌خواست مردم را از هراس ناامنی و جنگ و ... به دامان نامحبوب خویش بیفکند.
▬    تأمل سوم: خصلت «سیاستمداران خوب» برای مردم، کم و بیش مشخص است؛ «سیاستمداران خوب»، با سطح پایه‌ای از صلاحیت‌های اخلاقی که اعتماد و پشتیبانی غاطبه مردم را میسر می‌سازد، با پیگیری و تحت کنترل در آوردن مسائل قعر زندگی ملت، و با صرف کمترین امکانات، زندگی مردم را آسان‌تر می‌سازند و قادرند با از بین بردن بی‌ثباتی‌ها، به بالاترین نتایج و بهره‌وری از توان ملی دست یابند. خب؛ این از دیدگاه مردم. از دیدگاه ابرسیاستمداران تاریخ نیز، هدف اصلی «سیاست خوب»، دستیابی به پیشرفت و ترقی و کامیابی است که بتواند در بلند مدت و در یک قالب تاریخی پایدار بماند. اصولاً مفهوم «سیاستمدار خوب»، قویاً با مفهوم «بهزیستن پایدار»، و با تمرکز به «آینده» مرتبط است. «سیاستمدار خوب» می‌تواند بهزیستن مردم را در «بلند مدت» بهبود ببخشد. از این قرار، مردم باید در انتخاب خود، دیدی بلندمدت داشته باشند.
▬    تأمل چهارم: سیاست‌ها و خط مشی‌های جدید و توأم با خلاقیت، در «آینده» ثمر می‌دهند، اما، هیچ گاه نمی‌دانیم که «آینده» به چه سمتی می‌رود. برای آن که یک خط مشی سیاسی، بتواند موفقیت مدنی پایداری را رقم بزند، باید در بلند مدت کارآمد باشد. از این قرار، سیاست به مهارت‌های آینده‌نگری احتیاج دارند، و آینده‌نگری با شناخت شرایط امروز تفاوت دارد. اعتقاد به این که از روی ویژگی‌های امروز جامعه، می‌توان آینده را نیز پیش‌بینی کرد، یکی از باورهای خطرناک متعارف در کنش‌های سیاسی دنیای امروز است. یک شیوه اطمینان پیدا کردن از کارآمد بودن خط‌مشی‌ها در بلند مدت آن است که آن‌ها را به معیارهای اخلاقی و انسانی عرضه کنیم و در صورت انطباق با آن معیارها اطمینان داشته باشیم که این راه حل‌های سیاسی در بلند مدت، سطح ثابتی از اقشار مردم را منتفع خواهد کرد. در این معیارها هم آقای حسن روحانی، نمره خوبی نمی‌گیرد.
▬    تأمل پنجم: علاوه بر روش اصولی انطباق سیاستمدار با معیارهای بنیادین اخلاقی، شیوه مکمل آن است که احزاب و تشکل‌های اجتماعی کمک کنند تا هر ایده سیاسی مدت زیادی را در فاز برنامه‌ریزی باقی بماند و به جمع‌آوری مجموعه‌ای از اطلاعات در اطراف موضوع بپردازند و در مورد طرح فعالیت سیاسی خود به طور وسواس گونه‌ای عمل نمایند. اجرای دقیق فاز برنامه‌ریزی درون یک قالب تشکیلاتی منظم، بسیار مهم است، چرا که بررسی نتایج واقعی بسیار حیاتی است. رسیدن به این الگو از نتایج احتمالی، سنجش توان جذب مردم، و کادر سازی و بررسی تأثیر اجرای ایده‌های قبلی و احتمالاً مشابه با ایده ما، وظیفه تشکل‌های سیاسی است. یکی از ضعف‌های مهم ما که نهایتاً نامزدی مانند آقای حسن روحانی با این سوابق و اتهامات را در جایگاه رئیس جمهور مستقر قرار داده، همین ناتوانی‌ها در تشکیلات سیاسی است.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 اردیبهشت 1396 ساعت 11:51

هفت تز نهایی در دفاع از انتخاب ”آیت الله رئیسی“

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    تز اول. به صلاحیت‌های هر شش کاندیدا احترام می‌گذاریم، ولی، قضیه این است که در این صفحه بازی که نهایتاً دو مهره دارد، «بهترین گزینه موجود»، بی‌گمان، «آیت الله دکتر سید ابراهیم رئیسی» است، و مزیت اصلی که ما به آن چشم داریم، «اتحاد ملی» برای رفع مسائل کشور بویژه مسائل اقتصادی است. توضیح خواهیم داد. به امید روزی که «بهترین گزینه ممکن» ظهور فرماید، و صدارت عظمای همه ما را بر عهده گیرد. تا آن روز، تکلیف ما انتخاب «بهترین گزینه موجود» است که به «بهترین گزینه ممکن» شبیه‌تر باشد. تا روز موعود ...

▬    تز دوم. واژه «ریاست جمهور»، عبارتی است که ما به ازای کامل و متعالی آن را لااقل از آغاز کابینه دوم مرحوم اکبر هاشمی بهرمانی، تا کنون، تجربه نکرده‌ایم. منطبق بر شرایط برادرانه پس از انقلاب، ریاست جمهوری آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای و همچنین چهار سال اول ریاست جمهوری مرحوم هاشمی، آن چنان صحنه سعه صدر و حکمت مقام صدارت عظمای دولت بود که تمام جوانب ملت می‌توانستند کم و بیش با ایشان نسبت برادری برقرار کنند و دولت را از خود و از متن خویش بدانند؛ از این قرار بود که این دو رئیس جمهور، ظرفیت قرار گرفتن در جایگاه عام خطیب جمعه را نیز داشتند. شأن ریاست جمهوری انقلابی، مدت‌هاست خطی و جناحی شده است، و به این ترتیب، دیگر نمی‌تواند اتحاد ملی بزرگی را رقم بزند و همه نیروها را در مسیر اهداف کلی کشور بسیج کند. ایده‌آل آن است که یک شخصیت، با سعه صدر انقلابی و اسلامی، در رأس قوه اجرایی قرار گیرد تا بتواند تمام نیروهای ملت را در یک جهت هماهنگ نماید. اگر این شخصیت طبیعتاً از یک جناح و سلیقه برآید، خب برآید، ولی واقف باشد که رقابت جناحی و انتخاباتی در متن یک جامعه انقلابی، یک رقابت برادرانه است، نه به قاعده رقابت احزاب در دموکراسی‌های اروپایی. باید ضمن احترام و ملاحظه مصالح ملت، پس از تکیه زدن به کرسی صدارت، همه نیروهای انقلاب را به چشم برادر ببیند، و با آن‌ها مناسباتی فارغ از خصومت و رقابت برقرار کند. البته طبیعی است که آن چه باید مورد عمل واقع شود، سیاست‌های جناح منتخب مردم در انتخابات است، ولی باید اقلیت انتخاباتی را به عنوان برادران و همکاران فعال در اداره کشور، به رسمیت بشناسد. این، تجربه مأنوسی است که ملت ما، تنها برای سه دوره ریاست جمهوری آن را تجربه کرده است و طی آن مدت، کارهای بزرگی از این ملت سر زد.


*** و اما در مورد آقای حسن روحانی
▬    تز سوم. در مورد جناب آقای حسن روحانی، یک چیز قطعی است، و آن این که دولت آینده ایشان، تمایز قاطعی با دولت فعلی نخواهد داشت، و بویژه ایشان برای سویه‌های بحرانی آینده، بویژه بیکاری تقریباً پنجاه درصدی فارغ‌التحصیلان و همچنین وضعیت بحرانی اشتغال زنان سرپرست خانوار و موضوع کودکان کار برنامه‌ای ندارند. ایشان هیچ تمایلی برای طراحی یک برنامه تازه برای فائق آمدن بر مسائل اقتصادی امروز ما ندارند.
▬    تز چهارم. آقای حسن روحانی، از محبوبیت مردمی نازلی نیز برخوردارند و نمی‌توانند مشارکت بخش بزرگی از جمعیت را برای ساخت کشور فرا بخوانند. ایشان در همان گام نخست در اجرای سیاست‌های خود در هدفمندی یارانه‌ها، «نه» بزرگی از مردم شنیدند. از این بیش، وی، هم‌اکنون، مغضوب بسیاری از مردم است، و علاوه بر سطح عدم محبوبیت بالا، سطح خصومت اجتماعی بالایی را نیز به سمت خود جلب کرده است، این را در واقعه تلخ حمله معدنچیان، همه دیدند و در سایر جاها هم شرایط خیلی بهتر نیست. ایشان آشکارا یک رئیس جمهور غیر مردمی هستند. به گمان من، عمده مردم ایران، حتی کسانی که به هر دلیل تصمیم خود را روی ایشان قفل کرده‌اند، دلایل گوناگونی دارند که لااقل اگر گزینه مناسب‌تری از آقای روحانی باشد، ایشان را بیش از این تحمل نکنند. این است، مناسبات امروز مردم ما با رئیس جمهور مستقر. باور دارم که این وضع و حال حتی در مورد سرسخت‌ترین هواداران حال حاضر ایشان صادق است.
▬    تز پنجم. موضوع تقلب در پایان‌نامه تحصیلی دانشگاهی، تقلب «کردانیستی» در اعلام مدرک دکترا هجده سال قبل از تحقق آن، و طرح رسمی این موضوع از جانب چند پایگاه خبری خارجی و داخلی خبرگزاری و از همه مهم‌تر سازمان معتبر «دیده‌بان شفافیت و عدالت» که به موضوع تقلب علمی ایشان پرداخته‌اند، سه چالش دیگر است که بر سر انتخاب آقای حسن روحانی وجود دارد. موضوع این است که آیا ایران می‌تواند در چهار سال آینده رئیس جمهوری داشته باشد که در مدرک تحصیلی دانشگاهی خود اتهام نیرومندی از تقلب را به دوش می‌کشد و یحتمل از سوی دانشگاه «کلاسکو کلدونین» هدف تعقیب بین‌المللی قرار می‌گیرد؟ از این گذشته، این قطعی است که ایشان، ۱۸ سال قبل از اخذ درجه دکترا و ۱۵ سال قبل از اخذ درجه کارشناسی ارشد، خود را در دور اول مجلس شورای اسلامی به عنوان دکتر حقوق معرفی فرموده‌اند که بی‌گمان می‌دانیم که خلاف واقع بوده است. پس. در حال حاضر به نظر می‌رسد که نه انتخاب ایشان، بلکه پرسش از صلاحیت ایشان مطرح است.

*** و نهایتاً دفاع از آیت ا... سید ابراهیم رئیسی
▬    تز ششم. بخش مهمی از رأی دهندگان، منطقاً هوادار دکتر محمد باقر قالیباف خواهند بود، چرا که ایشان عملکرد موفق و قاطعی در حیطه مدیریت اجرایی و اداره کلان شهر پر مسأله‌ای همچون تهران داشته‌اند. کلان شهر تهران، حائز بالاترین تمرکز جمعیتی و اقتصادی و مسائل اجتماعی و سیاسی در کشور است، و اصولاً کسی که در این شهر، در طول صدارت دو رئیس جمهور متمایز، توانسته است کارنامه موفقی از خود ارائه دهد، قطعاً برای اداره کشور قابل اتکاء است. گمان ندارم که در میان ملت ایران و حتی مخالفان جدی ایشان کسی باشد که در دل تردید داشته باشد که اگر ایشان بگوید طی چهار سال آتی پنج میلیون ایجاد می‌کنم یا هر وعده دیگر، حتماً زمین را به آسمان می‌دوزد و این وعده را عملی می‌کند. کسی و حتی مخالفان او در توانمندی وی برای اجرای هر وعده‌ای که بگوید تردیدی ندارند. از این رو، گمان می‌رود که ایشان، در سراسر کشور از این بابت کف ثابتی از رأی را به خود اختصاص می‌دهند، و ما هم حضور ایشان را در بدنه اجرایی کشور، آن هم در شرایط فعلی به نفع کشور و آینده آن می‌دانیم. حضور ایشان، موجب امیدواری ملت به کارایی سیاست برای حل مسائل زندگی‌شان می‌شود؛ حضور ایشان، موجب اثبات این حقیقت می‌گردد که تفکر جهادی که در دفاع جواب داد و پس از آن هم در اداره پلیس و شهری مانند تهران موفق عمل کرد، در عبور کشور از بحران‌های اقتصادی فراگیر جهان نیز جواب می‌دهند و باز ایرانی باایمان می‌تواند با افتخار نسخه عملیاتی «جهاد» را به همه ملل جهان پیشنهاد دهد. ولی، ریاست جمهوری دکتر محمد باقر قالیباف، به رغم همه این فضایل، موجب آن می‌شد که خصومت‌ها و کینه‌هایی که رئیس جمهور نهم را نیز سرگرم جدال کرد و نهایتاً از کار انداخت، در آینده نیز استمرار یابد. باید پذیرفت که زنجیره هاشمی-ناطق‌نوری-خاتمی-روحانی، به هر حال در این کشور هستند، و طی سال‌ها در بدنه اجرایی و سیاسی کشور نفوذ یافته‌اند، و کارشکنی آن‌ها، آن طور که در تجربه دولت نهم مشهود بود، می‌تواند برای کشور، آن هم در شرایط حساس کنونی مسأله ایجاد کند. این زنجیره، پنهان نکرده‌اند که با دکتر محمد باقر قالیباف، به رغم همه خدمات و لیاقت‌هایش، خصومت و عداوتی آشتی‌ناپذیر دارند، و اراده کافی برای خرد و نابود کردن او «به هر قیمتی» را دارند. آن‌ها قبلاً نشان داده‌اند که برای تسکین عداوت‌های خود از به راه انداختن «آتشفشان» نیز پرهیزی ندارند. و جوانان هوشمند انقلابی، باید برای آن که تجربه دولت نهم تکرار نشود، به گزینه هوشمندانه‌تری نزدیک گردند.
▬    تز هفتم. آیت الله سید ابراهیم رئیسی، یک چهره دینی، حقوقی، و اجرایی با سابقه و مورد وثوق امام سید روح الله موسوی خمینی (ره) و همچنین آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای هستند. ایشان، فعالیت اجرایی را در زمان امام خمینی (ره) آغاز کرده‌اند، و پنج حکم قابل اعتنا و مهم از جانب ایشان دارند. ایشان،  با لحاظ جمیع شرایط و مهارت‌ها، یک نخبه بلامنازع حوزوی و دانشگاهی محسوب می‌شوند. ایشان از حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران، و اکثریتی از خبرگان ملت بهره‌مند هستند. ایشان به لحاظ پیشینه طولانی نظارتی در سازمان بازرسی کل کشور، به عملکرد دستگاه‌های اجرایی و حتی شرکت‌ها و سازمان‌های غیر دولتی و نهادهای مدنی که هم‌اکنون سهم بزرگی در تنظیم سیاست‌های ملی اختیار کرده‌اند دارند. عملکرد ایشان در دوره مدیریت بر آستان قدس رضوی و همچنین در همین فرصت تبلیغات انتخاباتی نیز نشان می‌دهد که ایشان پایه و مایه لازم برای تبدیل شدن به «نقطه اتحاد ملی» را دارند. ایشان می‌توانند دولتی مردمی را با تمرکز به مسائل و آسیب‌های اجتماعی قعر جامعه، و با توجه خاص به بحران اشتغال، و بر مبنای یک الگوی بومی شکل دهند و می‌توانند مشارکت‌های ملی را حتی در سطح عمده از بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبی و کارگزاران جلب نمایند تا این مسائل کهنه که در گرماگرم بازی‌های سیاسی مغفول مانده بودند و به زخم‌های کهنه‌ای بدل شدند درمان کنند. ایشان می‌توانند، از توانمندی‌های نابغه اجرایی کشور، دکتر محمد باقر قالیباف نیز بهره ببرند، و ما امید داریم تا ساز و کارهای سیاسی در تشکل نوپا، ولی نیرومند جبهه هماهنگی نیروهای انقلاب و رهبری، کمک کند که چنین «اتحاد ملی» به وقوع بپیوندد.
مأخذ:صبح‌نو
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 اردیبهشت 1396 ساعت 11:49

جمع‌بندی نهایی مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ادامه مطلب... فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    ابزار سنجش که در دست نداریم، ولی همان طور که از قبل پیش‌بینی می‌شد، مهم‌ترین اثر مناظره سوم، «کاهش مشارکت» خواهد بود. رقبای خشن، یعنی آقای حسن روحانی، دکتر اسحاق جهانگیری و دکتر محمد باقر قالیباف، نه فقط یکدیگر را، بلکه اعتماد مردم به سیاست را ویران کردند. منطقی نیست که رأیی به واسطه این حملات از صندوق یکی از این آقایان خارج شده، و به سبد دیگری رفته باشد. هر رأیی که خارج شد، ساکت هم شد، یا در برخی موارد از صندوق آقای قالیباف به سمت صندوق آیت الله رئیسی گسیل گردید.

▬    پس، مسأله مهم در این انتخابات، در کنار ابرموضوع «اشتغال»، «اعتماد» خواهد بود. نکته دیگر، این است که هدف اصلی رقابت‌های نهایی این انتخابات برای آیت الله سید ابراهیم رئیسی و دکتر قالیباف، آزاد نمودن بخشی از آراء فریز شده و مأیوس هواداران دکتر محمود احمدی‌نژاد به سمت خود است، همان طور که هدف اصلی دکتر جهانگیری و آقای روحانی، دست یافتن به آراء مخالفان مأیوس حکومت است.

▬    بر مبنای این اصول، برداشت من این است که آیت الله سید ابراهیم رئیسی، در جریان مناظره سوم، از دو جهت شاهد تغییراتی در سبد رأی خود بودند. یکی تصریح آقای روحانی به حضور تیم دکتر محمود احمدی‌نژاد در ستاد آیت الله رئیسی؛ این تصریح موجب می‌شود که بخشی از آراء مسکوت مانده هواداران دکتر احمدی‌نژاد به سمت ایشان حرکت کند، بدون آن که ریزش چندانی در آراء ایشان ایجاد شود. نکته بعد، این که بخشی از آراء ناشی از تخریب آقای قالیباف نیز به سمت ایشان گسیل می‌شود. در مجموع، گمان می‌رود که آیت الله رئیسی با میزانی از صعود آراء مواجه باشند.
▬    نهایتاً این که مهندس سید مصطفی میرسلیم در این مناظره نیز خوب بودند، هر چند نه به اندازه مناظره دوم.
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در جمعه, 22 اردیبهشت 1396 ساعت 23:26

الفبای برهان در انتخاب ”آیت الله سید ابراهیم رئیسی“

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ ادامه مطلب...فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    به صلاحیت‌های هر شش کاندیدا احترام می‌گذاریم، ولی، قضیه این است که در این صفحه بازی که شش مهره دارد، «بهترین گزینه موجود»، بی‌گمان، «آیت الله دکتر سید ابراهیم رئیسی» است، و مزیت اصلی که ما به آن چشم داریم، «اتحاد ملی» برای رفع مسائل کشور بویژه مسائل اقتصادی است. توضیح خواهیم داد.

▬    به امید روزی که «بهترین گزینه ممکن» ظهور فرماید، و صدارت عظمای همه ما را بر عهده گیرد. تا آن روز، تکلیف ما انتخاب «بهترین گزینه موجود» است که به «بهترین گزینه ممکن» شبیه‌تر باشد. تا روز موعود ...


*** برهان
۱.    وقتی درگیر انتخاب گزینه انتخاباتی هستید، باید متوجه یک نکته باشید تا اسیر وسواس بی‌ثمر که چیزی به دقت انتخاب شما نمی‌افزاید، نشوید؛ این اصل ساده که شما «امام معصوم» انتخاب نمی‌کنید. در واقع، شما از میان «گزینه‌های موجود»، بهترین را بر می‌گزینید.
۲.    وقوف به این اصل بدیهی، از آن رو بسیار مهم می‌شود که فضاسازی‌های انتخاباتی که متکی به افشاگری‌های اغلب بی‌پایه و اساس است، تزلزل و اضطراب در شما به وجود نمی‌آورد. حتی به فرض واقعی بودن سم‌پاشی‌ها علیه یک فرد، با این روش، برآوردی از میزان «بهتر» بودن گزینه خود در مقایسه با سایر گزینه‌ها دارید، و تنها وقتی به بررسی شایعات می‌پردازید که موضوعی مطرح شود که جداً بهینه بودن انتخاب شما را تهدید کند.
۳.    نکته دیگری که در انتخاب گزینه ریاست جمهوری مهم است، داشتن یک تحلیل اصولی از اولویت‌های کشور است. باید بدانید که مسأله اصلی کشور ما در شرایط تاریخی فعلی چه چیزهایی هستند، و باید اصولاً دنبال چه مختصاتی گشت. از این طریق، حواس شما به مسائل فرعی پرت نمی‌شود. اگر اولویت‌ها را معلوم کنید، در وانفسای رقابت‌های پیش از انتخابات سردرگم نمی‌شوید و راه را گم نمی‌کنید.
۴.    آیا اولویت امروز، اشتغال است؟ اتحاد ملی است؟ اعتماد و صداقت است؟ مبارزه با فساد است؟ سیاست خارجی است؟ امید است؟ دور زدن تحریم‌هایی است که هنوز واقعاً برطرف نشده‌اند؟ استمرار مسیر برجام است تا تمام ظرفیت‌های بالقوه‌ای که به نفع کشور می‌توانست داشته باشد به بار آورد؟ وفاداری به میراث دولت انقلابی است که از میان مردم برخیزد و با مردم یکرنگ باشد؟ رسیدگی به احوال جوانان است؟ کارایی نظام اداری است؟ حل مسائل زیست محیطی است؟ کمک به تسکین مسائل زنان و خانواده است؟ نسق بخشیدن به آموزش و پرورش است؟ تنش‌زدایی قاطعانه در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است؟
۵.    همه این‌ها مهم هستند، ولی برای یک انتخاب صحیح و دقیق و فارغ از حواس‌پرتی، باید به برخی از این‌ها به عنوان اولویت تمرکز کرد. خب؛ با دانستن این اصول، می‌رویم سراغ انتخاب رئیس‌جمهور ...
۶.    با احترام به کاندیداهای محترم، جناب آقای مهندس سید مصطفی هاشمی‌طبا و دکتر اسحاق جهانگیری، این دو، معلوم کرده‌اند که استمرار همین دولت را به مصلحت کشور می‌دانند و گمان نمی‌رود در دایره انتخاب بمانند. پس، بیایید به انتخاب، از یکی و سه تای باقیمانده تمرکز کنیم.
۷.    در مورد جناب آقای حسن روحانی، یک چیز قطعی است، و آن این که دولت آینده ایشان، تمایز قاطعی با دولت فعلی نخواهد داشت، و بویژه ایشان برای سویه‌های بحرانی آینده، بویژه بیکاری تقریباً پنجاه درصدی فارغ‌التحصیلان و همچنین وضعیت بحرانی اشتغال زنان سرپرست خانوار و موضوع کودکان کار برنامه‌ای ندارند. ایشان هیچ تمایلی برای طراحی یک برنامه تازه برای فائق آمدن بر مسائل اقتصادی امروز ما ندارند.
۸.    آقای حسن روحانی، از محبوبیت مردمی نازلی نیز برخوردارند و نمی‌توانند مشارکت بخش بزرگی از جمعیت را برای ساخت کشور فرا بخوانند. ایشان در همان گام نخست در اجرای سیاست‌های خود در هدفمندی یارانه‌ها، «نه» بزرگی از مردم شنیدند. از این بیش، وی، هم‌اکنون، مغضوب بسیاری از مردم است، و علاوه بر سطح عدم محبوبیت بالا، سطح خصومت اجتماعی بالایی را نیز به سمت خود جلب کرده است، این را در واقعه تلخ حمله معدنچیان، همه دیدند و در سایر جاها هم شرایط خیلی بهتر نیست. ایشان آشکارا یک رئیس جمهور غیر مردمی هستند. به گمان من، عمده مردم ایران، حتی کسانی که به هر دلیل تصمیم خود را روی ایشان قفل کرده‌اند، دلایل گوناگونی دارند که لااقل اگر گزینه مناسب‌تری از آقای روحانی باشد، ایشان را بیش از این تحمل نکنند. این است، مناسبات امروز مردم ما با رئیس جمهور مستقر. باور دارم که این وضع و حال حتی در مورد سرسخت‌ترین هواداران حال حاضر ایشان صادق است.
۹.    موضوع مدرک دانشگاهی ایشان و طرح رسمی این موضوع از جانب چند خبرگزاری و «دیده‌بان شفافیت و عدالت» نقل قول آن‌ها از چند مجله معتبر خارجی مانند فارین افیرز که به موضوع تقلب علمی ایشان پرداخته‌اند، چالش دیگری است که بر سر انتخاب آقای حسن روحانی وجود دارد. موضوع این است که آیا ایران می‌تواند در چهار سال آینده رئیس جمهوری داشته باشد که در مدرک تحصیلی دانشگاهی خود اتهام نیرومندی از تقلب را به دوش می‌کشد؟ از این گذشته، این قطعی است که ایشان، ۱۸ سال قبل از اخذ درجه دکترا و ۱۵ سال قبل از اخذ درجه کارشناسی ارشد، خود را در دور اول مجلس شورای اسلامی به عنوان دکتر حقوق معرفی فرموده‌اند که بی‌گمان می‌دانیم که خلاف واقع بوده است. پس. در حال حاضر به نظر می‌رسد که نه انتخاب ایشان، بلکه پرسش از صلاحیت ایشان مطرح است.
۱۰.    می‌ماند سه گزینه؛ جناب مهندس سید مصطفی آقامیرسلیم، پرسش‌های خوبی مطرح می‌کنند، ولی سؤال این است که آیا پاسخ‌های خوب یا عملکرد سیاسی و خصوصاً اقتصادی متناسب با مسائل امروز ما هم دارند. حضور ایشان در انتخابات ریاست جمهوری فعلی، بیش از هر چیز، نحوی اعلام حضور حزب دیرپای مؤتلفه اسلامی در صحنه انتخابات ریاست جمهوری است، به این معنا که از این پس، باید در هر انتخابات منتظر نماینده‌ای تأثیرگذار از این حزب پر پیشینه باشیم. ولی واضح است که امروز مردم به دنبال گزینه‌ای می‌گردند که بتواند به اتکاء تجربیات کاملاً مشهود، کشور را در چهار سال آتی «نجات» دهد. مردم به دنبال گزینه‌ای با سابقه و عملکرد مطمئن، بویژه در حیطه اقتصادی و بازسازی اعتماد می‌گردند.
۱۱.    حال، حیطه گزینش و تأمل ما به دو گزینه محدود شده است؛ آیت الله سید ابراهیم رئیسی و دکتر محمد باقر قالیباف. بخش مهمی از رأی دهندگان، منطقاً هوادار دکتر محمد باقر قالیباف خواهند بود، چرا که ایشان عملکرد موفق و قاطعی در حیطه مدیریت اجرایی و اداره کلان شهر پر مسأله‌ای همچون تهران داشته‌اند. کلان شهر تهران، حائز بالاترین تمرکز جمعیتی و اقتصادی و مسائل اجتماعی و سیاسی در کشور است، و اصولاً کسی که در این شهر، در طول صدارت دو رئیس جمهور متمایز، توانسته است کارنامه موفقی از خود ارائه دهد، قطعاً برای اداره کشور قابل اتکاء است. گمان ندارم که در میان ملت ایران و حتی مخالفان جدی ایشان کسی باشد که در دل تردید داشته باشد که اگر ایشان بگوید طی چهار سال آتی پنج میلیون ایجاد می‌کنم یا هر وعده دیگر، حتماً زمین را به آسمان می‌دوزد و این وعده را عملی می‌کند. کسی و حتی مخالفان او در توانمندی وی برای اجرای هر وعده‌ای که بگوید تردیدی ندارند. از این رو، گمان می‌رود که ایشان، در سراسر کشور از این بابت کف ثابتی از رأی را به خود اختصاص می‌دهند، و ما هم حضور ایشان را در بدنه اجرایی کشور، آن هم در شرایط فعلی به نفع کشور و آینده آن می‌دانیم. حضور ایشان، موجب امیدواری ملت به کارایی سیاست برای حل مسائل زندگی‌شان می‌شود؛ حضور ایشان، موجب اثبات این حقیقت می‌گردد که تفکر جهادی که در دفاع جواب داد و پس از آن هم در اداره پلیس و شهری مانند تهران موفق عمل کرد، در عبور کشور از بحران‌های اقتصادی فراگیر جهان نیز جواب می‌دهند و باز ایرانی باایمان می‌تواند با افتخار نسخه عملیاتی «جهاد» را به همه ملل جهان پیشنهاد دهد.
۱۲.    ولی، ریاست جمهوری دکتر محمد باقر قالیباف، به رغم همه این فضایل، موجب آن می‌شود که خصومت‌ها و کینه‌هایی که رئیس جمهور نهم را نیز سرگرم جدال کرد و نهایتاً از کار انداخت، در آینده نیز استمرار یابد. باید پذیرفت که زنجیره هاشمی-ناطق‌نوری-خاتمی-روحانی، به هر حال در این کشور هستند، و طی سال‌ها در بدنه اجرایی و سیاسی کشور نفوذ یافته‌اند، و کارشکنی آن‌ها، آن طور که در تجربه دولت نهم مشهود بود، می‌تواند برای کشور، آن هم در شرایط حساس کنونی مسأله ایجاد کند. این زنجیره، پنهان نکرده‌اند که با دکتر محمد باقر قالیباف، به رغم همه خدمات و لیاقت‌هایش، خصومت و عداوتی آشتی‌ناپذیر دارند، و اراده کافی برای خرد و نابود کردن او «به هر قیمتی» را دارند. آن‌ها قبلاً نشان داده‌اند که برای تسکین عداوت‌های خود از به راه انداختن «آتشفشان» نیز پرهیزی ندارند. و جوانان هوشمند انقلابی، باید برای آن که تجربه دولت نهم تکرار نشود، به گزینه هوشمندانه‌تری نزدیک گردند. آیت الله سید ابراهیم رئیسی، یک چهره دینی، حقوقی، و اجرایی با سابقه و مورد وثوق امام سید روح الله موسوی خمینی (ره) و همچنین آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای هستند. ایشان، فعالیت اجرایی را در زمان امام خمینی (ره) آغاز کرده‌اند، و پنج حکم قابل اعتنا و مهم از جانب ایشان دارند. ایشان،  با لحاظ جمیع شرایط و مهارت‌ها، یک نخبه بلامنازع حوزوی و دانشگاهی محسوب می‌شوند. ایشان از حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران، و اکثریتی از خبرگان ملت بهره‌مند هستند. ایشان به لحاظ پیشینه طولانی نظارتی در سازمان بازرسی کل کشور، به عملکرد دستگاه‌های اجرایی و حتی شرکت‌ها و سازمان‌های غیر دولتی و نهادهای مدنی که هم‌اکنون سهم بزرگی در تنظیم سیاست‌های ملی اختیار کرده‌اند دارند. عملکرد ایشان در دوره مدیریت بر آستان قدس رضوی و همچنین در همین فرصت تبلیغات انتخاباتی نیز نشان می‌دهد که ایشان پایه و مایه لازم برای تبدیل شدن به «نقطه اتحاد ملی» را دارند. ایشان می‌توانند دولتی مردمی را با تمرکز به مسائل و آسیب‌های اجتماعی قعر جامعه، و با توجه خاص به بحران اشتغال، و بر مبنای یک الگوی بومی شکل دهند و می‌توانند مشارکت‌های ملی را حتی در سطح عمده از بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبی و کارگزاران جلب نمایند تا این مسائل کهنه که در گرماگرم بازی‌های سیاسی مغفول مانده بودند و به زخم‌های کهنه‌ای بدل شدند درمان کنند. ایشان می‌توانند، از توانمندی‌های نابغه اجرایی کشور، دکتر محمد باقر قالیباف نیز بهره ببرند، و ما امید داریم تا ساز و کارهای سیاسی در تشکل نوپا، ولی نیرومند جبهه هماهنگی نیروهای انقلاب و رهبری، کمک کند که چنین «اتحاد ملی» به وقوع بپیوندد.
مأخذ:رسالت
هو العلیم

آخرین بروز رسانی در جمعه, 22 اردیبهشت 1396 ساعت 21:13

صفحه 1 از 380

a_a_